
اختصاصی حکایت گیلان | فرشید کریمی
امروز که جامعه ایران با انواع چالشهای اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کند و اهریمن فساد به انحای مختلفی در راس تمامی مشکلات کشور سایه افکنده و در پی آن منیت گرایی صرف و آنومی اجتماعی هولناک حلقوم مشارکت مدنی را فشرده است قطعا لزوم وجود و حضور انسان های مصلح به عنوان نگین سعادت و پیشرفت کشور ملموس خواهد بود و رفته رفته جای خالی شهدای مصلح بیش از پیش در جامعه احساس خواهد شد.
افرادی که وقت، مال و جان خویش را بدون هیچ چشمداشتی برای میهن خود هزینه کنند و در قبال آن بیمی به دل راه ندهند به طوری که شهید مطهری در خصوص این افراد میفرماید: در جامعه امروز ما قلیل الوجودترین و عزیز الوجود ترین فرد، فرد مصلح است، فرد مصلح به از صالح است زیرا صالح کسی است که کار نیک انجام می دهد ولی مصلح در کنار اینکه انسان نیک - کرداری است دیگران را نیز به عمل صالح دعوت می کند. در بین مصلحان امام حسین(ع) شاخص و سمبل است که در راه سفر به کربلا میفرمائید رسالت و هدف از قیام من اصلاح امور است. و قطعا عاملی که موجب بدرفتاری حکام و در نتیجه شهادت ائمه اطهار شد نه نماز و عبادت بلکه مبارزه با ظلم و فساد بوده است.
7 اردیبهشت سالروز شهادت یکی از مصلحان کشور است که باید الگو و اسوه سلامت نفس، میهن پرستی و مبارزه با فساد برای تمامی مسئولین و حتی مردم باشد. این روزها که طبیعت ایران و جنگلهای هیرکانی بیش از هرزمانی به دلایلی چون فساد اداری، قانون گریزی، سوءاستفاده از قدرت و ... مورد آماج سودجویان و زمین خوارن قرار گرفته است یاد و نام شهید جنگلبان ناصر پیروی رئیس وقت اداره منابع طبیعی ماسال در دل دوست دارن ایران زمین نجوا می کند.
فردی که تعهد، مسئولیت پذیری و سلامت نفس آن در قبال حفاظت از بیت المال و انفال الهی به مذاق بسیاری از متخلفان و سودجویان خوش نیامده و هرگز تسلیم هوای نفس ناشی از وسوسه های رانتخواران قرار نگرفته است.
و در یکی از این مقاومت ها، گروه چهار نفره ای از سودجویان به سرگردگی فردی نظامی در پی مخالفت شهید پیروی در خصوص تصاحب اراضی ملی پس از بیاثر واقع شدن تطمیع وی، دست به کار تهدید بردند(وی پس از مواجه شدن با تهدیدها به سازمان قضایی نیروهای مسلح نیز شکایت برده بود که تا هنگام قتل وی پیگیری نشد) و حتی با توسل به تهمت های اخلاقی مترصد برکناری او شدند. اما متعدیان بعد از اینکه تمامی راه ها برای رسیدن به اهداف شوم خود ناامید شدند در روز هفتم اردیبهشت سال 1384 در حالی که شهید پیروی عازم محل کار خود بود طی یک ایست بازرسی ساختگی توسط 4 نفر که لباس نظامی به تن داشتند ربوده و جسد وی پس از 48 ساعت بدون سر در جنگلهای هفت دغنان صومعه سرا کشف شد.
بنا به اظهارت متهمان در زمان بازسازی صحنه قتل سر شهید پس از شکنجه های بسیار به وسیله موکت بر از تن جدا کرده اند به طوری که نتایج پزشک قانونی هم نشان داد که قسمتهایی از لباسهای او به دلیل مقاومت در زمان مرگ پاره شده و علفهای کف جنگل در هر دو مشت گره کرده دستش شدت شکنجه و تحمل دردهای بسیار را حکایت می کند. هرچند پس از 45 روز تمامی عوامل دخیل دستگیر و سپس دو متهم اصلی این پرونده(سرهنگ نصیری و کاظمی ) اعدام و دو نفر دیگر به 15 و 20 سال حبس محکوم شدند اما هنوز هم پس از قریب به دو دهه یاد و مرور شهادت آن شهید مصلح دل ها را محزون و دیده گان را جیحون می کند چرا که از یک طرف شهادت شهید پیروی نه تنها فقط قتل یک انسان نبود بلکه سربریدن عدالت، سلامت نفس، تعهد و مسئولیت پذیری یک مدیر بود و از طرفی جامعه کنونی ما به دلایلی چون فساد، رانت، اختلاس، بی تعهدی و بی مسئولیتی در قبال کشور تشنه وجود و ظهور چنین مدیران و مسئولانی است.

شهید پیروی، در کنار معصومیت ظاهری و سیمایی خود از معصومیت درونی نیز برخوردار بوده است به طوری که به دلیل مقاومت و ایستادگی در قبال هوای نفس و امتناع از برآوردن خواستههای گروهی سودجو به شهید مبارزه با مفاسد اقتصادی مشهور و از وی به عنوان یکی از خوشنامترین و شجاعترین جنگلبانان ایران نام برده شدهاست.
لذا عقیده بر این است که سرسخت ترین و و طاقت فرساترین جبهه های جنگ ایستادگی و مقاومت در برابر هوای نفس، زیاده خواهان و مفسدان داخلی است و قطعا بالاترین مقام شهادت نیز ایثار در همین طریق است چرا که آن چیزی که سرباز در مرزها با آن روبه رو است دشمن خارجی و آنچه ایثار می کند فقط جان است ولی آنچه یک سرباز مصلح با آن دسته و پنجه نرم می کند نه بیگانه بلکه هموطن و هم خون و هم کیش اوست و قطعا چیزی که نثار وطن خویش می کند جان است و هرچه دارد.
بنابراین ارزش نهادن بر انسان های مصلح و تربیت آنها می تواند کورسوی امیدی برای رهایی از وضعیت موجود در ابعاد مختلف کشور باشد. در ابعادی از جامعه که نه تنها فقط مسئولین بلکه مردم عادی حتی در دور افتاده ترین روستاها هم به انحای مختلفی تسلیم آن شده و خود را منطبق بر آن کرده اند و هرگز تاب و تحمل اصلاح و تغییر آن را برنخواهند تابید.