دوشنبه, 28 خرداد 1403
دوشنبه, 28 خرداد 1403

 حکایت گیلان | سامان بدر

فیلم جدید فرهادی برداشتی آزاد و دراماتیزه شده از یک خبر روزنامه ای درباره کار بزرگ یک زندانی است. فرهادی این ایده را به یکی از هنرجویانش می سپارد که در قالب یک اثر مستند تحت عنوان «دوسر برد، دوسر باخت» منتشر کرده است. فیلم مستند آن دختر هنرجو به نمایش عمومی در نیامده است. ولی ظاهرا در آن مستند دنبال آن بوده که شخصی که سکه هایش پیدا شده را پیدا کند و در مورد او اطلاع کسب کند. شخصی که فرهادی عامدانه از او گذشته است تا مثل شخصیت الی درباره او قضاوت های متعددی شود و فیلمش جذابیت های تعلیقی خودش را داشته باشد.

با این اوصاف فرهادی می تواند ادعا کند که فیلمش را بر اساس یک داستان واقعی نوشته است. ولی آیا شخصیت پردازی و داستان فرهادی منطبق بر واقعیت های جامعه است؟ فیلمساز تبحر عمده ای در تعلیق، نقد قضاوت جمعی دارد و تکنیک های منحصر به فردش همچون دوربین روی دست و پایان تلخ و علامت سوالهایش هم مزید بر علت می شود که مورد توجه قرار گیرد. ولی انگار فرهادی بعد از جدایی چیز زیادی برای عرضه ندارد. این فیلم هم تلفیقی از تکنیک های قبلی بود و البته روایتی سیاه تر و به شدت اعصاب خرد کننده تر! طوری که تماشاگری که در پایان درباره الی و جدایی نادر از سیمین ایستاده چند دقیقه تشویق می کرد با بهت به در باز زندان نگاه می کند و هرچه سریعتر می خواهد از سینما خارج شود. شاید هم انتظار می کشید که کمی کارگردان سورپرایز بهتری برای آن ها داشته باشد 

به عنوان یک نمونه خارجی فیلم «بارش سنگ های» کن لوچ را ببینید. باب کارگری است که بعد از دزدیده شدن ماشینش برای شرکت دخترش در مراسم عشای ربانی انواع و اقسام مشکلات را تجربه می کند که در نام فیلم نیز هویدا است. او در اواخر فیلم روی صحنه تصادف منجر به کشته شدن شخصیت بد داستان می شود. وقتی به سراغ کشیش می رود که اعتراف کند همان کشیش به او می گوید که کار بدی نکرده است که اعتراف کند. آن فیلم تجسم واقعی نقد علیه نظام سرمایه داری تاچریسم است که در سکانس های مختلف به نمایش گذاشته می شود. در فیلم فرهادی همه زیر سوال می روند ولی همه تطهیر می شوند!همه مشغول دروغگویی هستند و قضاوت های فیلم در شبکه های اجتماعی بعضی منتقدین را به این تبدیل کرده که فرهادی را از حامیان طرح صیانت از فضای مجازی معرفی کنند. سکانس پایانی را نگاه کنید. چند دقیقه انتظار بی هدف برای چیزی که از قبل مشخص است. لااقل مثل جدایی طوری داستان را تمام می کردید که این حس انتظار جذابیت داشت و برایمان فرق نمی کرد دختر پدر را انتخاب می کند یا مادر را! اینجا قرار است بفهمیم که آزادی این مرد همزمان با آن پیرمرد است. واقعا فرقی می کند؟

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان