دوشنبه, 28 خرداد 1403
دوشنبه, 28 خرداد 1403

 اختصاصی حکایت گیلان | محمدهادی مرادی : نشست رونمایی از کتاب «پسر رشتی» چهارشنبه 9 تیر در خانه فرهنگ ساغریسازان رشت، برگزار شد.

«پسر رشتی» عنوان مجموعه داستانی به قلم فرهاد رحمانی‌نیا، عضو هیأت علمی دانشکده تربیت‌بدنی دانشگاه گیلان، است که به کوشش نشر فرهنگ ایلیا روانه بازار کتاب شده‌است.

این نشست به ‌علت شیوع ویروس کرونا در فضای باز و حفظ فاصله‌گذاری اجتماعی با حضور جمع قابل توجه‌ای از پژوهشگران، علاقه‌مندان و دوستداران فرهنگ و هنر برگزار شد.

در ابتدای این مراسم محمدرضا یکرنگ صفاکار، از اعضای هیئت‌مدیره و سرپرست بخش موسیقی خانه فرهنگ، ضمن خیر مقدم به حضار و تبریک به فرهاد رحمانی‌نیا بابت انتشار کتابش، به فعالیت‌های موسیقیایی خانه فرهنگ، شاگردانی که در این مرکز پرورش یافته و اساتیدی که با آنها همکاری داشته‌اند، اشاره کرد. 

صفاکار بعد از اتمام سخنانش از پسرش دعوت کرد و او به اجرای زنده‌ی پیانو پرداخت.

در ادامه‌ی این نشست محمدکاظم یوسف‌پور، از اساتید دانشگاه‌ گیلان و ریاست سابق دانشکده ادبیات و علوم انسانی، که رابطه‌ای دوستانه با فرهاد رحمانی‌نیا داشته با بیان خاطره‌ای گفت: آشنایی و اولین دیدار من با فرهاد رحمانی‌نیا به چهار دهه پیش، بواسطه‌ی یک پیوند سببی که میان خانواده‌ها ایجاد شد، برمی‌گردد. دومین برخورد ما در پشت درهای بسته دانشگاه در انقلاب فرهنگی بود؛ در زمانی که کنکور سراسری برگزار می‌شد. و پس از گذراندن مقاطع تحصیلی در دانشگاه گیلان باهم همکار شدیم.

پوسف پور در مورد نویسنده کتاب پسر رشتی ادامه می دهد: رحمانی‌نیا در حوزه تخصصی دانشگاهی خودش بدون اغراق یک مولف، محقق و مترجم درجه یک است که از افتخارات جامعه ملی ایران محسوب می‌شود. از بارزترین ویژگی‌های اخلاقی رحمانی‌نیا می‌توان به انسان‌دوست و بااخلاق بودن او اشاره کرد.

وی در ادامه با تمجید از قلم علمی فرهاد رحمانی‌نیا، اینطور ادامه داد: در بحران اولیه کرونا بود که رحمانی‌نیا نسخه اولیه‌ی کتاب را برای من فرستاد و نظرم را پرسید و من هنوز هم نمی‌توانم حیرت خودم را از خواندن این داستان لذت‌بخش و پرجاذبه‌ای که رحمانی‌نیا آن را خلق کرده‌است، مخفی بکنم. پس از خواندن داستان و دیدن قدرت داستان‌پردازی رحمانی‌نیا، او را تشویق به ادامه کتاب کردم.

یوسف‌پور با توضیح درباره‌ی کتاب ادامه داد: این کتاب به‌صورت مجموعه داستان‌هایی است که از نظر توالی زمانی متوالی هستند ولی از جهت موضوعی داستان‌ها ارتباطی باهم ندارند و خواننده می‌تواند بصورت مجزا هر یک از داستان‌ها را بخواند بدون آنکه خللی در مسیر خواندن داستان ایجاد شود. آن چیزی که میان داستان‌های مختلف این مجموعه پیوند ایجاد می‌کند، وحدت شخصیت‌ها و فضایی است که نویسنده در کتاب ایجاد کرده‌است اعم از فضای فرهنگی، اجتماعی و... . طبیعتا انسجامی که خواننده از خواندن رمان انتظارش را دارد در این مجموعه وجود ندارد و نیازی هم به آن نیست.

در ابتدای این کتاب پیش‌درآمدی تحت عنوان «سرای گلشن» وجود دارد که بناست شخصیت‌های اصلی را برای مخاطب بطور عمیق معرفی کند؛ شخصیت‌هایی که بعدها در داستان‌های بعدی خواننده به‌صورت مکرر با آن‌ها مواجه خواهد شد. البته شخصیت‌های فرعی‌ای هم هرزگاهی در تعامل با شخصیت‌های اصلی به داستان افزوده می‌شوند. دشواری این نوع کار این‌است که نویسنده باید نسبت به تک‌تک داستان‌هایی که می‌خواهد در این مجموعه بگنجاند، اعتماد کامل داشته باشد که مبادا یکی از داستان‌ها آن انتظار و جاذبه‌ای که باید برای خواننده ایجاد کند را نتواند فراهم کند؛ از این جهت رحمانی‌نیا در این مجموعه کاملا موفق عمل کرده‌است و توانسته‌است یک مجوعه شیرین، دوست‌داشتنی و انسانی گردآوری کند. در این کتاب جامعه گیلانی و مردم رشت در قالب یک خانواده زیرمتوسط معرفی شده است. فضای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این خانواده به‌ طوری‌است که خواننده رقابت، فقر، ثروت را به‌خوبی می‌بیند و لمس می‌کند اما حسادت، حقارت و تبختر را به‌ هیچ عنوان نمی‌بیند. شخصیت محوری داستان که «رحیم» نام دارد از اول دبستان و در داستان «شوفاژ» وارد این مجموعه داستان می‌شود تا آخرین داستان که «نمایش» نام دارد که به کلاس پنجم رسیده‌است.

یوسف‌پور در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای فرهاد رحمانی‌نیا و تشکر از همسر او که مشوق او در نگارش این مجموعه کتاب بود، گفت: امیدوارم فعالیت هنری رحمانی‌نیا، که این مجموعه کتاب، اولین کار ادبی اوست و با حسن استقبال بسیار خوبی مواجه شده ادامه‌دار باشد. این مجموعه داستان یکی از شیرین‌ترین کتاب‌هایی بود که ویراستاری کردم.

با نام‌بردن از محلات رشت برای مخاطب به خوبی فضاسازی می شود

دومین سخنران این نشست پرویز فکرآزاد، نویسنده و شاعر گیلانی بود. او سخنرانی خود را به زبان گیلکی انجام داد و با اشاره به زبان سوم شخص مجموعه داستان «پسر رشتی» گفت: زاویه دید این کتاب دانای کل است که در این مدل داستان‌ها بسیار رایج است و با توجه به فضا و کدهایی که در داستان گنجانده شده‌است ارتباط خوبی با خواننده ایجاد کرده‌است؛ هرچند که می‌شد هرزگاهی با استفاده از راوی اول شخص ارتباط بیشتری با مخاطب ایجاد کرد. نکته‌ای که در این کتاب توجه من را جلب کرد، جغرافیا و اقلیم داستان است. چراکه در داستان‌های مدرنی که جدیدا نوشته می‌شود اقلیم جایگاهی در داستان ندارد و نویسندگان نسل نو از جغرافیا و اقلیم فاصله گرفته‌اند. بطوری‌که داستان در ناکجاآباد روایت می‌شود و مشخص نیست شخصیت‌ها و پیشامدهای داستان در کجا حضور و اتفاق افتاده‌اند؛ هرچند که سیال‌ذهن نوشتن یک هنر محسوب می‌شود و به هیچ‌وجه عیبی محسوب نمی‌شود.

او با اشاره به بوف‌کور نوشته صادق هدایت گفت‌: صادق هدایت هنرمندانه بوف‌کور را نوشته‌است ولی او با نوشتن بوف‌کور یک سد در برابر ادبیات داستانی ایجاد کرده‌است که هر داستان مدرنی که نوشته می‌شود با بوف‌کور مقایسه می‌شود و این موضوع  متاسفانه نویسندگان را به چالش می‌کشد که آن‌ها نتوانسته‌اند مخاطبان واقعی خود را در بین ایرانیان پیدا کنند. متاسفانه ادبیات داستانی ایران به دلیل کمبود نقش اقلیم در داستان نتوانسته‌اند وجه جهانی پیدا کنند؛ برخلاف ادبیات ژاپن و ترکیه که توانسته‌اند به خوبی جلوه بین‌المللی پیدا کنند.

 

فکرآزاد با اشاره به آثاری همچون: کلیدر، چوب به دست‌های ورزیل، سووشون که اقلیم در آن‌ها نقش بسیار مهمی دارند، گفت: به‌طور مثال در «کلیدر» نویسنده در پنج صفحه صرفا محیط و موقعیت مکانی داستان را با تمام جزئیات توصیف می‌کند. خواننده با خواندن جزئیات اقلیم و شخصیت‌ها با آن‌ها همزادپنداری می‌کند و خود را در فضای داستان احساس می‌کند. یکی از مسائل برجسته‌ای که در داستان وجود دارد، فولکلور (فرهنگ عامه) است. در کلیدر به‌خوبی این مسئله قابل لمس است. نویسنده با استفاده از فرهنگ عامیانه، مخاطب را چندین جلد همراه خود می‌کند.

او درباره‌ی کتاب «پسر رشتی» این‌طور ادامه می‌دهد: رحمانی‌نیا به‌طور هوشمندانه‌ای اسم «پسر رشتی» را برای کتاب خود انتخاب کرده‌است و با نام‌بردن محلات در کتاب، فضا را به خوبی برای مخاطب می‌سازد.

در بخش سوم این نشست دکتر اکرمی، عضو هیأت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه گیلان با توضیح این که چگونه فرهاد رحمانی‌نیا، استاد تمام رشته تربیت‌بدنی، رو به ادبیات آورده‌است، گفت: من سال 88 برای هیأت علمی شدن در دانشکده هنر گیلان اقدام کرده بودم و بعد از طی کردن مراحل ابتدایی به مرحله آخر رسیده بودم که قرار بود با شش نفر از اساتید مصاحبه حضوری داشته باشم. در بین اساتید یکی از آن‌ها بود که خارج از مسائل و سوالات عمومی، شروع به بحث‌های تخصصی هنر و ادبیات با من کرد؛ از طعم گیلاس ساخته عباس کیارستمی گرفته تا سینمای تارکوفسکی و کیشلوفسکی و ادبیات روسیه و موسیقی کلاسیک. بعد از پایان جلسه متوجه شدم که آن استاد، فرهاد رحمانی‌نیا، رئیس دانشکده تربیت‌بدنی بود.

او در رابطه با این مجموعه داستان گفت: مجموعه داستان «پسر رشتی» شامل یک دیباچه باعنوان «سرای گلشن» و شانزده داستان کوتاه است که حول شخصیت اصلی داستان «رحیم» و ماجراهای جالبی که طی پنج سال نخست دوره‌ی ابتدایی برای او پیش می‌آید، می‌چرخد. نویسنده دنیا را از دریچه چشم «رحیم» به مخاطب نشان می‌دهد. زمان و مکان داستان در دیباچه برای خواننده مشخص می‌شود. با یک انتخاب هوشمندانه نویسنده بر مدار خاطره‌ی جمعی، نقطه شروع داستان را برف سنگین سال 1350 در شهر رشت انتخاب می‌کند. در همین جا مخاطب با شخصیت‌های اصلی داستان مواجه می‌شود و خط داستانی کتاب شروع می‌شود. مخاطب با داستانی با مشخصه‌های رئالیستی مواجه است؛ به‌دلیل زمان‌مند و مکان‌مند بودن داستان. انضمامی بودن کمک زیادی به باورپذیر بودن داستان‌ها کرده. توصیف و تفسیر اتفاقات زندگی از نگاه متعجب و کنجکاو شخصیت اصلی داستان، «رحیم»، که به‌صورت تجربی با پدیده‌ها مواجه و بزرگ می‌شود و بزرگ‌شدن «رحیم»‌ را مخاطب سال به سال می‌بیند.

در بخش پایانی نشست فرهاد رحمانی‌نیا، نویسنده کتاب ضمن تشکر از عوامل اجرایی خانه فرهنگ رشت و حضور علاقه‌مندان در آئین رونمایی کتاب، گفت: شرایط قرنطینه و پاندمی ویروس کرونا توفیق اجباری شد که شروع به نوشتن این مجموعه داستان بکنم و در این مسیر همسر و دوستانم بسیار همراه و مشوق من بودند که از همه‌ی آن‌ها تشکر می‌کنم. جان‌مایه کتاب سه موضوع اساسی را شامل می‌شود: موضوع اول کودکان بود. من در دوره‌ای افتخار معلمی در درس روانشناسی کودک را داشته‌ام و همیشه معتقد بوده‌ام که حرمت به کودکان سرآغاز هر عشقی است. موضوع دوم خود روانشناسی کودک است که بارها تاکید کرده‌ام همه‌ی ما، همان «رحیم» پنج، شش ساله هستیم با اشکال مختلف و چقدر خوب و ضروری‌است که آن را بشناسیم و زنده نگه‌داریم. و سوم، زادگاهم رشت. همیشه بدهکارش بوده‌ام. هر وقت از رشت دور بوده‌ام، دلتنگش شده‌ام. وقتی وارد کوچه پس کوچه‌های این شهر شده‌ام، ناخودآگاه مثل «رحیم» به دوران کودکی و خاطرات خوش قدیمم برگشته‌ام.

در پایان این جلسه نیز فرهاد رحمانی‌نیا، چند صفحه‌ای از کتاب را انتخاب و برای حاضرین در جلسه قرائت کرد.‌

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان