
به گزارش حکایت گیلان | محمود احمدی نژاد داوطلب شرکت در انتخابات ۱۴۰۰ و رئیس دولتهای نهم و دهم با حضور در کلاب هاوس در اتاقی با عنوان «نقد ساختار فعلی جمهوری اسلامی و چرایی عدم تحقق آرمانها» به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
در زیر بخش های مهم صحبت او را می خوانید.
احمدینژاد در کلاب هاوس گفت: رای دادن یک مساله شخصی هست و چگونه مساله شخصی را میگویید ساختارشکنی هست؟!
او همچنین گفت: طرح افزایش قیمت بنزین به آن روش توهین به مردم بوده است.
احمدینژاد: در نشست چند جانبه فوق العاده کنفرانس اسلامی در قاهره طبق پروتکلهای نشست چندجانبه کسی به استقبال روسای جمهور نمیرود و یک نماینده تشریفات میفرستند اما آقای مرسی تا پای پرواز به استقبال من آمد و در همان فرودگاه یک ساعت صحبت کردیم.
احمدینژاد خطاب به جمالالدین موسوی، خبرنگار بیبیسی که پرسید شما چرا به آنجلیا جولی رأی دادید گفت من فقط به آنجلیا جولی علاقه ندارم!
به شما هم علاقه دارم آقای موسوی!
احمدینژاد مدعی شده که برای آزادی زندانیان سیاسی بعد از انتخابات ۸۸ تلاش کرده و تمام این تلاشها ثبت شده است.
بعد گفت:
فقط ۸۸ بود؟ ۷۸ نبود؟
رئیس جمهور فقط در ۸۸ نقش داشت؟!
او گفت مشاور خود من هم بازداشت کردند و به اندازه توانی که رئیس جمهور داشته تلاش کرده است!
محمود احمدینژاد خطاب به عبدالله مومنی گفت وقتی شما زندان بودید من خیلی ناراحت بودم و برای آزادی شما تلاش کردم که نشد.
احمدینژاد گفت حقوق مدنی فارغ از مذهب است.
احمدینژاد: قتل ندا آقاسلطان برای خراب کردن چهره ملت ایران بود و آن یک توطئه بود و از قوه قضائیه خواستم که به طور جد رسیدگی کند و فکر نمیکنم کار بدی کردم و اگر رسیدگی شده بود و افرادی که این کار را کرده بودند مجازات شده بودند امروز خیلی از مسائل روشن شده بود.
احمدینژاد گفت اگر هزار نفر در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام کنند این عیب است؟!
آنها قدرتطلب هستند؟!
پس اگر اینطور است و هرکس ثبتنام کرد قدرتطلب هست!
احمدینژاد میگوید همزمان که بانک مرکزی ما را تحریم کردند، قائم مقام بانک مرکزی ما را گرفتند ۵۶ روز انفرادی بود و بعد گفتند ببخشید اشتباه شد و بعد مدیرکلش را گرفتند!
ما {با قوه قضائیه} بگو مگو داشتیم.
سر مدیران خودمان، سر زتدانیان
من میگفتم وقتی با معاون رئیس جمهور برخورد کردند با مردم عادی چه میکنند؟
احمدینژاد: من تنها دولتی بودم که از کسانی که به من رای ندادند در دولت ما آمدند.
من در سال ۸۴ از آقای دکتر عارف صادقانه درخواست کردم معاون اول من بمانند اما ایشان نپذیرفتند.
از وزرای آقای خاتمی خواستم سفیر شوند.
من با همه میتوانم کار کنم
با همه
احمدینژاد در آخر گفت همه بیایید جمع شویم، ده خط هم بنویسیم و به آن وفادار باشیم و بررسی کنیم و ببینیم چه باید بکنیم!