شنبه, 18 بهمن 1404
شنبه, 18 بهمن 1404

حکایت گیلانعلی سلیم زاده کاکرودی: آموزش‌وپرورش در منطق توسعه، نهادی حاشیه‌ای یا صرفاً اجرایی نیست؛ بلکه بنیان پنهان قدرت ملی و قلب تپنده تولید سرمایه انسانی است. جوامعی که مسیر پیشرفت را آگاهانه پیموده‌اند، سال‌هاست دریافته‌اند که آینده، نه در دل منابع طبیعی، بلکه در ذهن‌های پرورش‌یافته، در نظام‌های تربیتی سنجیده و در منزلت معلم ساخته می‌شود. از همین رو، آموزش‌وپرورش برای آنان هزینه‌ای تحمیلی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری تمدنی و بلندمدت به شمار می‌آید.

انگیزه نگارش این نوشتار، سخنی است که اخیراً از زبان وزیر آموزش‌وپرورش مطرح شده است؛ جایی که مأموریت اصلی این نهاد، به «اقامه نماز در مدارس» فروکاسته شد و در مقابل، طرح پرسش معلمان درباره وضعیت معیشت، امری خارج از اولویت و حتی نابه‌جا تلقی گردید. این متن، نه از سر هیجان یا تخریب، بلکه برای تأمل در معنای چنین نگاهی و پیامدهای آن برای فهم آموزش‌وپرورش نوشته شده است.

سخن یک مسئول عالی‌رتبه، صرفاً یک جمله گذرا یا نظر شخصی نیست؛ بلکه آینه‌ای است از درک نهادی او از انسان، تربیت و جامعه. واژه‌ها در این جایگاه، حامل معنا هستند و هر تقلیل مفهومی، نشانه نوعی فروکاستن مسئله‌ای عمیق و چندلایه به سطحی‌ترین برداشت‌هاست. هنگامی که آموزش‌وپرورش، با همه پیچیدگی‌های انسانی، اجتماعی و فرهنگی‌اش، به چند گزاره ساده و غیرگفت‌وگو محور محدود می‌شود، این پرسش جدی شکل می‌گیرد که آیا عمق مأموریت این نهاد، به‌درستی فهم شده است یا نه.

بی‌تردید، تربیت دینی و اخلاقی بخشی مهم و انکارناپذیر از نظام آموزشی است؛ اما تقلیل هدف تعلیم و تربیت به یک مصداق منفرد، بدون پیوند آن با عقلانیت تربیتی، عدالت اجتماعی و زیست واقعی معلم، خطایی راهبردی است. ارزش‌ها زمانی در جان جامعه می‌نشینند که در بستری از فهم، انتخاب آگاهانه و اقناع درونی رشد کنند. حذف گفت‌وگو و به حاشیه‌راندن پرسش، نه به تحکیم ارزش‌ها، بلکه به تهی‌شدن آن‌ها از معنا می‌انجامد.

هیچ نظام آموزشی، فراتر از کیفیت و وضعیت معلمانش رشد نمی‌کند. معلمی که درگیر دغدغه معیشت، ناامنی شغلی و کاهش منزلت اجتماعی است، پیش از آنکه به تعالی تربیتی بیندیشد، ناچار به اندیشیدن به بقاست. پرسش از معیشت، خروج از مأموریت نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فهم پیوند عمیق میان کرامت انسانی و کارآمدی تربیتی است. نادیده‌گرفتن این پیوند، به‌معنای نادیده‌گرفتن انسانِ معلم است؛ انسانی که قرار است انسان بسازد.

آموزش‌وپرورش زنده، نهادی پرسش‌محور است. خاموش‌کردن پرسش معلم، در واقع خاموش‌کردن عقل انتقادی در کلاس درس است. جامعه‌ای که از معلم پرسش نشنود، دیر یا زود از دانش‌آموز نیز پاسخ نخواهد شنید. ایمان، اخلاق و مسئولیت‌پذیری، در سکوت تحمیلی زاده نمی‌شوند؛ بلکه در میدان گفت‌وگو، فهم و تجربه زیسته شکل می‌گیرند.

تضعیف جایگاه آموزش‌وپرورش، مستقیماً به فرسایش سرمایه اجتماعی می‌انجامد. بی‌اعتمادی، سرخوردگی و گسست نسلی، محصول نظامی است که آموزش را پروژه‌ای کوتاه‌مدت و شعاری می‌بیند، نه فرآیندی عمیق و تمدن‌ساز.. آینده، در کلاس‌هایی ساخته می‌شود که معلم در آن احساس امنیت، احترام و معنا کند؛ نه در فضایی که شأن او نادیده گرفته می‌شود و صدایش مزاحم تلقی می‌گردد.

و در نهایت، باید گفت آموزش‌وپرورش، عرصه ساده‌سازی نیست؛ میدان مواجهه با پیچیدگی انسان است. تربیت، محصول دستور نیست، زاییده معناست؛ و معنا، تنها آن‌گاه پدید می‌آید که انسان، با تمام نیازهای مادی و معنوی‌اش، به رسمیت شناخته شود. جامعه‌ای که آموزش را تقلیل می‌دهد، در حقیقت آینده را به اکنون محدود می‌کند. هیچ ارزشی، بدون عدالت زیستی حاملانش، پایدار نمی‌ماند و هیچ نسلی، بدون معلمی که کرامتش محفوظ باشد، به بلوغ نمی‌رسد.

آموزش‌وپرورش اگر از فهم انسان آغاز نشود، حتی اگر به نام ارزش‌ها سخن بگوید، به ضدّ خود بدل خواهد شد؛ زیرا حقیقت تربیت، نه در حذف پرسش، بلکه در تاب‌آوردن آن و معنا بخشیدن به آن شکل می‌گیرد...

حکایت‌ گیلان | علی سلیم‌زاده کاکرودی: بازخوانی یک نگاه به اموزش و پرورش در کلام‌وزیر، از اولو‌یت گذاری تا تقلیل ماموریت‌ها

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان