شنبه, 18 بهمن 1404
شنبه, 18 بهمن 1404

حکایت گیلان | نگین آذر: شاید شما هم مانند من دیده‌اید آدم‌هایی را که فردا برایشان طلوع خورشید در روز پسین نیست. فردا حتی در روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌های بعد نیز معنا پیدا نمی‌کند. آینده زمانی‌ست که گویی هیچ‌گاه سر و کله‌اش پیدا نمی‌شود. آینده یا فردا در جهان فکری آن‌ها بار مثبتی ندارد؛ معنای آینده در وقوع یک بحران فرضی مستتر است.

مشکل اما جهان‌بینی بدبینانه‌ی آن‌ها در فردای نیامده نیست. تأخیر در وقوع فردا یا بحران نیست. مسئله حتی حرص آینده‌نگری یا به معنای عام «روز مبادا» نیست.

مسئله توهم فرصت بی‌پایان است. خیال بی‌مرگی آنقدر قدرتمند است که حال را خرج آینده می‌کند.

صاحبان زمان افسانه‌ای، با توجیه «بعداً»، اکنون را ویران می‌کنند. مصرف‌کنندگان حال، به نام آینده ، زندگی را نه تجربه بلکه طرحی ناتمام می دانند که مدام در مرحله آماده سازی باقی می ماند و مرگ برایشان پروژه‌ای ست برای بعد؛ برای خیلی بعد.

حال، زمانی برای حضور، تماشا، مکث و لذت نیست. سکویی‌ست برای رسیدن. همه چیز به بعد از رسیدن وعده داده می‌شود. 

اکنون ماده‌ی خام ساختن چیزی است که هنوز نیامده، نه فرصتی برای زندگی کردن، آرامیدن و رها شدن.

آن‌ها بیش از آن‌که پیر شوند ، دوام می‌آورند در ذخیره‌ی زندگی برای روزی امن‌تر، کامل‌تر، مناسب‌تر، با اتلاف همان چیزی که قرار بود به آن برسند وقتی ظرف اکنون از دستشان می‌افتد از سنگینی آینده .

در این وضعیت، اکنون نه محل زندگی، بلکه انبارِ آینده تلقی می‌شود .

فاجعه اما این نیست که آینده نرسد. فاجعه زندگی نزیسته است؛ وقتی آینده در تلاقی نقطه‌ی پایان سر می‌رسد و کسی را برای زیستن نمی‌یابد.

من گمان می‌کنم آدمی که ناخودآگاه بر این باور است همیشه و هنوز برای زندگی و زنده ماندن فرصت دارد ـ بی‌آنکه بداند این «هنوز» نعمت است یا تأخیر در پایان ـ مبتلا به "سندروم عمر نوح " است ، نامی که من بر این جهان فکری شان می گذارم .

سندروم عمر نوح ، خستگی پس از زیستن نیست. فرد مبتلا به سندروم عمر نوح در توهم بی مرگی ، زندگی را به تعویق می اندازد .

او نوحی ست که مدام در حال جمع‌آوری چوب است اما کشتی‌اش هرگز ساخته نمی‌شود.

حکایت‌ گیلان | نگین آذر / سندروم عمر نوح

همرسانی کنید:

نظرات شما:

وحید 9 دی 1404 ساعت 11:10

زیبا بود

نظر دهید - پسندیدم 0

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان