شنبه, 18 بهمن 1404
شنبه, 18 بهمن 1404

به گزارش حکایت گیلان | دو سال پیش، پدر و مادر جوانی به نام نوید با مراجعه به کلانتری شهرک غرب، از ناپدید شدن ناگهانی پسر ۳۰ ساله‌شان خبر دادند. نوید که تنها زندگی می‌کرد، هر روز با خانواده‌اش در تماس بود و قطع ناگهانی ارتباطش آنها را به وحشت انداخت. در پی جست‌وجوها، یکی از دوستان قدیمی نوید به نام علی گفت که او شب آخر قصد داشته به دیدار دوست تازه‌اش فرهاد برود؛ مردی که به گفته علی، چندان قابل اعتماد نبود و رفت‌و‌آمدهای مشکوکی با نوید داشت.

به نقل از ایران نیوز،ساعاتی پس از ثبت گزارش، پدر نوید سرنخ تازه‌ای به پلیس داد. فرهاد با او تماس گرفته و ادعا کرده بود که نوید خودروی ۲۰۶ خود را برای فروش به خانه‌اش آورده اما پس از خروج از منزل دیگر بازنگشته است. او حتی از پدر نوید خواسته بود برای جابه‌جایی خودرو به خانه‌اش برود؛ درخواستی که ظن پلیس را برانگیخت و باعث شد او به عنوان آخرین فردی که نوید را زنده دیده بود، تحت بازجویی قرار گیرد.

فرهاد ابتدا انکار کرد و گفت نوید پس از گفت‌وگویی کوتاه خانه‌اش را ترک کرده است، اما تناقض‌گویی‌های پیاپی درباره‌ی زمان حضور و خروج نوید پای او را به دام انداخت. سرانجام در بازجویی‌های فشرده، راز خوفناک فاش شد: فرهاد در جریان درگیری‌ای مسلحانه دوستش نوید را به قتل رسانده و برای پنهان‌کردن جنایت، جسد او را تکه‌تکه کرده است

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان