
اختصاصی حکایت گیلان | علی سلیم زاده کاکرودی: نقد، اگر از جایگاه دغدغهمندی و خیرخواهی برآید، مغتنم است و اگر با حافظه تاریخی همراه شود، راهگشاتر. آنچه این روزها بهعنوان پرسش و مطالبه شفافیت از مدیریت فعلی آموزش و پرورش استان گیلان مطرح میشود، در ذات خود قابل دفاع است؛ چرا که این دستگاه، ملک شخصی هیچ فرد یا جریان سیاسی نبوده و نیست.

اما انصاف اقتضا میکند پیش از آنکه انگشت اتهام بهسوی امروز نشانه رود، آیینهای نیز رو به دیروز گرفته شود.
جناب آقای اخلاقی، که امروز از شفافیت، دخالتها، انتصابات، هزینهها و کیفیت آموزشی سخن میگویند، خود سالیانی در بالاترین سطوح تصمیمسازی و اجرا در همین مجموعه حضور مؤثر داشتهاند؛ سالهایی که آموزش و پرورش گیلان، کموبیش زیر سیطره یک حلقه مدیریتی مشخص اداره میشد؛ حلقهای که انتصابات هماهنگ، جابهجاییهای هدفمند و حذف صداهای مستقل، جزئی از واقعیت آن دوره بود.
فرهنگیان و کارکنان اداری هنوز به یاد دارند چگونه با مدیری که به اصول، ضوابط و انضباط مالی پایبند بود، بهجای حمایت، مقابله شد؛ چگونه فشارهای غیرحرفهای، مسیر عزل او را هموار کرد و در نهایت فردی جایگزین شد که «هماهنگی» را بر «قانونمداری» ترجیح میداد. این خاطرات نه از سر کینه، که در حافظه سازمانی نهاد آموزش و پرورش ثبت شده و با گذر زمان پاک نمیشود.
پرسش اینجاست: اگر صدور احکام متعدد، جابهجایی مدیران، یا همسوییهای سیاسی امروز محل سؤال است، چرا دیروز، در زمانی که خود منتقدان کنونی در مصدر بودند، همین رفتارها نهتنها محل ایراد نبود، بلکه عین تدبیر تلقی میشد؟ اگر اشرافیگری و هزینههای خارج از عرف ناپسند است، چرا در گذشته حساسیتی نسبت به بریز و بپاشها، مأموریتها و مناسبات غیرضروری وجود نداشت؟ و اگر دخالت افراد غیرمسئول محکوم است، چرا آن زمان صدای اعتراض خاموش بود؟
بیتردید، مدیریت فعلی آموزش و پرورش استان نیز خالی از نقد نیست؛ بخشی از ناکامیها به فشارهای بیرونی، دخالت جریانها و ضعف سیاستگذاری در سطح ملی بازمیگردد و بخشی نیز متوجه عملکرد اجرایی استان است. اما نقد منصفانه زمانی وزن و اعتبار مییابد که منتقد، پیش از هر چیز، آینه را رو به خویش بگیرد و کارنامه خود و همراهانش را نیز بیپرده بنگرد.
آموزش و پرورش، نه صحنه فراموشی حافظه جمعی است و نه عرصه تغییر روایتها به اقتضای زمان. این نهاد، امانتی تاریخی است که هر نامی بر آن گذشته، ردّی از خویش بر جای نهاده؛ ردّی که با تغییر جایگاهها محو نمیشود. فرهنگیان این استان، بهدرستی میدانند صداقت آنگاه معنا مییابد که پرسش از «امروز»، همزمان با پاسخ به «دیروز» همراه باشد.
شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای بلندتر سخن گفتن، دقیقتر به خاطر آوریم؛ بهجای نشانه رفتن بیرون از دایره مسئولیت، سهم خویش را در آنچه بوده و آنچه شده است بازشناسیم. که آموزش و پرورش، بیش از هر چیز، به حقیقتی آرام نیاز دارد؛ حقیقتی که نه در هیاهوی نقد، که در انصافِ گفتار و اخلاقِ کردار خود را آشکار میکند.