دوشنبه, 27 بهمن 1404
دوشنبه, 27 بهمن 1404

اختصاصی حکایت گیلان | استان گیلان (بدون احتساب پسماند گردشگران) با تولید روزانه حدود ۲۲۰۰ تن پسماند عادی، یکی از کانون‌های اصلی بحران پسماند در کشور به‌شمار می‌رود. این حجم پسماند در ۲۶ مرکز دفن و در قالب ۷ پهنه مدیریت پسماند ساماندهی می‌شود؛ با این حال، بنا بر اذعان رسمی و مشاهدات میدانی، هیچ‌یک از مراکز دفن موجود از استانداردهای محیط زیستی لازم برخوردار نیستند. حتی مراکزی که شرایط نسبتاً بهتری دارند نیز در مقیاس واقعی بحران، همچنان غیراصولی محسوب می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، تولید روزانه حدود ۶۰۰ مترمکعب شیرابه در استان با بار آلایندگی بالا است؛ شیرابه‌ای که در اغلب مراکز دفن، بدون تصفیه پایدار و مؤثر، وارد منابع آب‌های سطحی و زیرزمینی می‌شود. با توجه به اقلیم مرطوب، سطح بالای آب‌های زیرزمینی و حساسیت اکولوژیک گیلان، تداوم این روند تهدیدی جدی برای محیط‌زیست، کشاورزی و سلامت عمومی محسوب می‌شود.

از منظر تولید، سرانه پسماند شهری در گیلان حدود ۸۵۰ گرم و در روستاها ۶۵۰ گرم در روز برآورد می‌شود. این ارقام در شرایطی ثبت شده که زیرساخت‌های تفکیک از مبدأ، بازیافت و پردازش، یا به‌درستی توسعه نیافته‌اند یا به‌صورت ناپایدار و مقطعی عمل می‌کنند؛ موضوعی که نشان‌دهنده غلبه رویکرد دفن‌محور بر مدیریت پسماند استان است.

یکی از خلأهای جدی در مدیریت پسماند گیلان، فقدان یک طرح جامع علمی و عملیاتی شفاف در سطح استان و شهرستان و نیز فقدان شفافیت در ارائه برنامه‌ها و گزارش‌های مستند است. تاکنون اطلاعات روشنی درباره میزان واقعی تفکیک از مبدا، میزان کاهش دفن، عملکرد تأسیسات پردازش، کیفیت کمپوست تولیدی، یا اثرات زیست‌محیطی مراکز دفن به‌صورت منظم و عمومی منتشر نشده است. این کمبود شفافیت، امکان نظارت تخصصی و مشارکت مؤثر جامعه علمی و مدنی را به‌شدت محدود کرده است.

فقدان گزارش های ارزیابی اثرات محیط زیستی منتشر شده در قبل از تعیین مراکز دفن و یا پس از آن نیز امکان پیش بینی علمی و سیستماتیک اثرات مخرب محیط زیستی و نیز امکان نظارت و پایش موثر را سلب کرده است.

در کنار این مسائل، جلب اعتماد و مشارکت عمومی به‌عنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت پایدار پسماند، عملاً نادیده گرفته شده است. بدون همراهی شهروندان در تفکیک از مبدأ، کاهش تولید پسماند و پذیرش اجتماعی طرح‌ها، هیچ برنامه‌ای ـ حتی با پشتوانه ملی ـ به موفقیت نخواهد رسید. تجربه‌های موفق نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی، زمانی محقق می‌شود که تصمیم‌گیری‌ها شفاف، مبتنی بر داده و همراه با پاسخ‌گویی نهادهای مسئول باشد.

واقعیت آن است که بحران پسماند گیلان، پیش از آنکه صرفاً یک مسئله محیط زیستی باشد، به چالشی چندبعدی در حکمرانی، مدیریت شهری و سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. استمرار رویکردهای مقطعی، تغییر مداوم سیاست‌ها و بی‌توجهی به شفافیت و مشارکت عمومی، تنها به تعمیق بحران و افزایش هزینه‌های محیط زیستی و اجتماعی در آینده منجر خواهد شد؛ هزینه‌هایی که جبران آن‌ها به‌مراتب دشوارتر از پیشگیری امروز است.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان