دوشنبه, 27 بهمن 1404
دوشنبه, 27 بهمن 1404

اختصاصی حکایت گیلان |علی سلیم زاده کاکرودی: در شهر، همه‌چیز از خیابان آغاز نمی‌شود؛ از "اعتماد" آغاز می‌شود.. از این باور ساده که اگر مشکلی هست، نهادی هست که ببیند، بشنود و مسئولیت بپذیرد. وقتی این باور ترک برمی‌دارد، شهر دیگر فقط شلوغ و فرسوده نیست، بلکه به فضایی فرساینده بدل می‌شود.شهر رشت امروز، بیش از آن‌که قربانی کمبود منابع یا فشار بیرونی باشد، گرفتار پدیده‌ای عمیق‌تر است: "استیصال شهروند در برابر ناکار امدی و نهادی"؛ وضعیتی که آرام، مداوم و بی‌سروصدا، امنیت روانی و اعتماد اجتماعی را می‌بلعد.


این "استیصال" نه از یک بحران بزرگ، بلکه از انباشت بی‌پاسخی‌ها زاده شده است. شهروند رشتی هر روز با مسائل کوچک اما تکرارشونده‌ای مواجه است که هیچ‌کدام به‌تنهایی فاجعه نیستند، اما کنار هم، احساس ناامنی می‌سازند. خدمات شهری که کیفیت ثابتی ندارد، زیرساخت‌هایی که فرسوده‌اند و ترمیمشان بی‌برنامه است، پروژه‌هایی که آغاز می‌شوند اما به سرانجام روشن نمی‌رسند، و مدیریتی که بیشتر تغییر می‌کند تا تثبیت شود. نتیجه این چرخه، نه فقط نارضایتی، بلکه نوعی خستگی اجتماعی است؛ خستگی از توضیح دادن، پیگیری کردن و در نهایت، نادیده گرفته شدن..!
بی‌تردید ممکن است اقداماتی انجام شده

باشد، پروژه‌هایی تعریف شده باشند و تلاش‌هایی صورت گرفته باشد؛ اما مسئله دقیقاً همین‌جاست که این میزان از کنش و پاسخ ، برای مردمی با فرهنگ ، فهیم و نجیب چون مردم رشت کافی نیست .. رشت شهری معمولی نیست که با حداقل‌ها اداره شود. این شهر، با پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگیِ ریشه‌دار، با هویت اجتماعی متمایز و با ظرفیت‌های کم‌نظیر انسانی و طبیعی، شایسته‌ی سطحی از حکمرانی شهری است که فراتر از رفع‌تکلیف عمل کند. رشت، شهری است که به اعتبار قدمت و جایگاهش، در تمام ایام سال میزبان موج‌های پیوسته‌ی مسافران و گردشگران است؛ شهری که باید نماد، فرهنگ، نظم و کیفیت زیست باشد، نه نمادی از آشفتگی مزمن و پاسخ‌های ناکافی. مردمی که هر روز بار میزبانی، فشار جمعیتی و تبعات گردشگری را تحمل می‌کنند، حق دارند ثمره‌ی این ظرفیت عظیم را در کیفیت زندگی خود ببینند، نه صرفاً در آمار و شعار...!!


در این میان، حلقه‌ی مفقوده روشن است: "نظارت موثر" ...نظارتی که باید حافظ منافع عمومی باشد، در بسیاری از حوزه‌ها یا "کمرنگ است یا به شکلی عمل می‌کند که اثرش در زندگی مردم محسوس نیست"..! وقتی شهروند می‌بیند کیفیت خدمات شهری افت می‌کند اما پاسخ مشخصی وجود ندارد، وقتی می‌بیند تخلف‌ها تکرار می‌شوند اما اصلاح ساختاری در کار نیست، به‌تدریج این تصور شکل می‌گیرد که نظم شهری نه حامی اوست و نه ناظر منافعش. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که استیصال آغاز می‌شود.


اما جایی که این احساس به اوج می‌رسد، "اقتصاد معیشتی" است..! در بازاری که قیمت‌ها بی‌قاعده بالا می‌روند، اجاره‌ها از توان خانوارها پیشی می‌گیرند و نظارت بر عرضه و خدمات، بیشتر شعاری است تا واقعی، شهروند خود را در برابر فشار اقتصادی تنها می‌بیند. اینجا دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله، فقدان پشتیبانی نهادی است. وقتی مردم احساس کنند هیچ سازوکار مؤثری برای مهار بی‌نظمی بازار وجود ندارد، ناامنی اقتصادی به ناامنی اجتماعی تبدیل می‌شود و اعتماد عمومی، بیش از پیش فرسایش می‌یابد.


این وضعیت در خدمات عمومی نیز تکرار می‌شود. حمل‌ونقل شهری که پاسخگوی حجم تقاضا نیست، فضاهای عمومی که ایمنی و کیفیت لازم را ندارند، پیاده‌روهایی که به جای شهروند، در اختیار موانع و بی‌نظمی‌هاست؛ همه و همه پیام واحدی منتقل می‌کنند: فاصله‌ای جدی میان"مسئولیت وپاسخگویی." شهروند ممکن است مشکل را بفهمد، حتی با آن کنار بیاید، اما آنچه او را فرسوده می‌کند، سکوت نهاد مسئول است. سکوتی که حس دیده‌نشدن را عمیق‌تر می‌کند.


مسئله شهر رشت، در نهایت، نه کمبود طرح است و نه فقدان ظرفیت. این شهر از نظر انسانی، فرهنگی و جغرافیایی، توان بالایی دارد. آنچه کم‌رنگ شده، "کار امدی حکمرانی شهری" است؛ حکمرانی‌ای که باید پیوسته، شفاف و پاسخگو باشد، نه مقطعی، واکنشی و بی‌ثبات. تا زمانی که مدیریت شهری نتواند پیوندی روشن میان تصمیم، اجرا و نظارت برقرار کند، هر پروژه‌ای اگر پرهزینه و پرزرق‌وبرق باشد در بازسازی اعتماد ناکام خواهد ماند.
شهر بدون اعتماد، فقط مجموعه‌ای از سازه‌هاست. توسعه بدون امنیت روانی شهروند، صرفاً آمار و گزارش است.

شهر رشت اگر بخواهد از این چرخه‌ی فرساینده عبور کند، پیش از هر چیز باید شهروند را از وضعیت استیصال خارج‌کند؛ نه با وعده، بلکه با حضور مؤثر، نظارت واقعی و پاسخگویی روشن. بازگشت اعتماد، از همین‌جا آغاز می‌شود: از این‌که شهروند دوباره احساس کند در این شهر، تنها نیست...!

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان