دوشنبه, 27 بهمن 1404
دوشنبه, 27 بهمن 1404
نسل زد در محیط های کاری ایران؛ مسئله جوانان یا چالش مدیران؟

چرا نادیده گرفتن نسل جدید می تواند هزینه های پنهان داشته باشد

۱۴۰۴/۰۹/۲۵ ۱۶:۰۶ چاپ

اختصاصی حکایت گیلان | هیراد مخیری، دکتری روابط بین‌الملل و مدرس دانشگاه: بحث درباره نسل زد در محیط‌های کاری، دیگر فقط مخصوص اروپا یا کشورهای صنعتی نیست. گزارش اخیر خبرگزاری دویچه‌وله آلمان نشان می‌دهد که در کشورهایی مثل بریتانیا و آلمان، بسیاری از جوانان نسل زد احساس می‌کنند به دلیل سن و نسلشان، با نگاه‌های کلیشه‌ای و منفی روبه‌رو هستند؛ از «بیش‌ازحد حساس بودن» گرفته تا «صراحت زیاد»، «شوخی کردن»، «نوع پوشش» یا حتی تأکید بر داشتن مرزهای روانی و کاری مشخص. این نگاه‌ها باعث شده بخش قابل‌توجهی از این جوانان، محیط کار را جایی پرتنش و استرس‌زا تجربه کنند. 


اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم این مسئله برای جامعه ایران ــ و حتی استان‌هایی مثل گیلان ــ چندان هم ناآشنا نیست. 


نسل زد ایرانی؛ ورود به دنیایی متفاوت از نسل‌های قبل نسل زد در ایران وارد بازاری کار می‌شود که از قبل با مشکلات جدی روبه‌رو بوده است؛ حقوق‌های پایین، امنیت شغلی کم، فشار اقتصادی و آینده‌ای مبهم. طبیعی است که در چنین شرایطی، نگاه این نسل به «کار» با نگاه پدران و مادرانشان فرق داشته باشد. 


در بسیاری از محیط‌های کاری ما، به‌ویژه خارج از تهران، هنوز این تصور وجود دارد که کارمند خوب کسی است که حرف نزند، اعتراض نکند، اضافه‌کاری را بدون سؤال بپذیرد و مشکلات روحی و روانی را «تحمل» کند. اما نسل زد با ذهنیتی وارد می‌شود که در آن سلامت روان، احترام متقابل، گفت‌وگو و تعادل بین کار و زندگی اهمیت دارد. همین تفاوت، خیلی وقت‌ها به سوءتفاهم و تنش تبدیل می‌شود. 


چرا این سوءتفاهم‌ها شکل می‌گیرد؟ نسل‌های قدیمی‌تر در دوره‌ای بزرگ شده‌اند که شرایط سخت‌تر بوده و «دوام آوردن» یک ارزش محسوب می‌شده است. برای همین، وقتی جوان امروز درباره خستگی روانی یا فشار کاری صحبت می‌کند، ممکن است به‌اشتباه «کم‌تحمل» یا «نازک‌دل» تلقی شود. درحالی‌که واقعیت این است که نسل زد بیش از نسل‌های قبل، بلد است درباره احساسات و حقوقش حرف بزند. 


از طرف دیگر، ورود زبان شبکه‌های اجتماعی، ارتباط صریح و حتی نوع پوشش متفاوت نسل جوان، برای برخی محیط‌های کاری سنتی ناآشنا و نگران‌کننده است. این نگرانی گاهی به شکل برچسب زدن و مقاومت در برابر تغییر بروز می‌کند. 


وضعیت در گیلان؛ شکاف نسلی در بستر محلی در استان گیلان، به دلیل غلبه مشاغل خدماتی، گردشگری، کشاورزی و کسب‌وکارهای خانوادگی، روابط کاری اغلب غیررسمی‌تر و سنتی‌تر است. در چنین فضایی، نسل زد نه‌تنها با اختلاف سنی، بلکه با تفاوت سبک زندگی و نگاه به آینده روبه‌رو می‌شود. 


جوانی که با اینترنت، فضای مجازی و الگوهای جهانی بزرگ شده، وقتی وارد محیط کاری می‌شود که هنوز بر اساس روابط سنتی یا سلسله‌مراتبی اداره می‌شود، احساس می‌کند دیده و شنیده نمی‌شود. نتیجه این وضعیت، افزایش فشار روانی، بی‌انگیزگی یا حتی ترک تدریجی محیط کار است. 


آیا نسل زد واقعاً «حساس‌تر» است؟ شاید بهتر باشد به‌جای واژه «حساس»، از «آگاه‌تر» استفاده کنیم. نسل زد کمتر حاضر است فشار روانی، بی‌احترامی یا فرسودگی شغلی را به‌عنوان یک امر طبیعی بپذیرد. این نگاه اگرچه در کوتاه‌مدت باعث اصطکاک می‌شود، اما در بلندمدت می‌تواند به سالم‌تر شدن محیط‌های کاری کمک کند. 


جمع‌بندی؛ مسئله فقط اختلاف سن نیست آنچه امروز در محیط‌های کاری ایران و حتی گیلان می‌بینیم، صرفاً دعوای جوان و پیر نیست. این شکاف، نشانه تغییرات عمیق‌تر در جامعه، اقتصاد و سبک زندگی است. اگر این تفاوت‌ها با گفت‌وگو و درک متقابل مدیریت نشود، نتیجه‌اش فرسایش روانی جوانان و از دست رفتن سرمایه انسانی خواهد بود. 


در مقابل، اگر نسل‌ها یاد بگیرند به‌جای برچسب زدن، حرف همدیگر را بشنوند، محیط کار می‌تواند به‌جایی تبدیل شود که هم تجربه نسل‌های قدیمی حفظ شود و هم انرژی و خلاقیت نسل جدید به رسمیت شناخته شود؛ چیزی که درنهایت به نفع کل جامعه است. 


راه‌کارها؛ از سیاست‌گذاری کلان تا تغییرات خرد در محیط کار 


برای مدیریت شکاف نسلی در محیط‌های کاری، به‌ویژه در ایران و استان‌هایی مانند گیلان، نمی‌توان فقط از جوانان یا مدیران انتظار «سازگاری فردی» داشت. این مسئله نیازمند تصمیم‌سازی آگاهانه در دو سطح کلان و خرد است. 


۱. راهکارهای کلان (در سطح سیاست‌گذاری و نهادها) در سطح کلان، نهادهای تصمیم‌ساز باید بپذیرند که شکاف نسلی یک واقعیت اجتماعی است، نه یک انحراف رفتاری. به رسمیت شناختن سلامت روان به‌عنوان بخشی از حقوق نیروی کار، تدوین دستورالعمل‌های شفاف برای محیط‌های کاری امن و محترمانه و آموزش مدیران درباره مدیریت تنوع نسلی می‌تواند از شدت تنش‌ها بکاهد. 
همچنین، نظام آموزش عالی و فنی‌وحرفه‌ای می‌تواند نقش پل ارتباطی را ایفا کند؛ با آموزش مهارت‌های ارتباطی بین نسلی، گفت‌وگو، کار تیمی و حل تعارض، پیش از ورود جوانان به بازار کار. در استان‌هایی مانند گیلان، حمایت از کسب‌وکارهای محلی برای نوسازی شیوه‌های مدیریتی، بدون قطع پیوند با فرهنگ بومی، اهمیت ویژه‌ای دارد. 


۲. راهکارهای خرد (در سطح سازمان و محیط کار) در سطح خرد، تغییرات کوچک اما مؤثر می‌توانند فضای کار را انسانی‌تر کنند. ایجاد فرصت گفت‌وگوی منظم بین کارکنان جوان و باتجربه، شفاف‌سازی انتظارات کاری، احترام به مرزهای شخصی و بازنگری در معیارهای «تعهد شغلی» ازجمله این اقدامات است. 


مدیران می‌توانند به‌جای تفسیر صراحت نسل جوان به‌عنوان بی‌ادبی، آن را نشانه مشارکت فعال بدانند. در مقابل، نسل زد نیز با شناخت تجربه و محدودیت‌های نسل‌های قدیمی‌تر، می‌تواند زبان گفت‌وگوی خود را مؤثرتر و واقع‌بینانه‌تر تنظیم کند. 


درنهایت، حل شکاف نسلی نه با حذف یک نسل، بلکه با یادگیری متقابل ممکن است. تصمیم‌سازی هوشمندانه در این حوزه می‌تواند محیط کار را از میدان تنش، به میدان همکاری و رشد مشترک تبدیل کند. 


سخن پایانی؛ پیامی هم‌زمان برای مدیران و مردم این گزارش نه در دفاع مطلق از نسل زد است و نه در نقد نسل‌های باتجربه‌تر. واقعیت این است که جامعه امروز ایران، در میانه یک تغییر نسلی ایستاده است. مدیران، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، اگر این تغییر را نبینند، دیر یا زود با کاهش بهره‌وری، بی‌انگیزگی نیروهای جوان و فرسایش سازمانی روبه‌رو خواهند شد. از سوی دیگر، برای عموم مردم نیز مهم است بدانند آنچه امروز به‌عنوان «حساسیت نسل جوان» دیده می‌شود، در بسیاری موارد تلاشی برای حفظ کرامت انسانی، سلامت روان و کیفیت زندگی است. شنیدن متقابل، پرهیز از قضاوت‌های عجولانه و پذیرش تفاوت‌های نسلی، می‌تواند از محیط کار تا خانواده، به کاهش تنش و افزایش اعتماد کمک کند. 


اگر نسل‌ها به‌جای مقایسه رنج‌ها، تجربه‌ها را باهم به اشتراک بگذارند، شکاف نسلی به تهدید تبدیل نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند به فرصتی برای بازسازی رابطه میان کار، انسان و جامعه بدل شود.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان