
اختصاصی حکایت گیلان | آنچه این روزها در بهارستان میگذرد بیش از آنکه نشانی از «نظارت مؤثر» داشته باشد، به رقابتی برای ثبت رکوردِ استیضاح و فشار سیاسی شباهت پیدا کرده است. دولت چهاردهم که کارش را با بیسابقهترین اجماع پارلمانی آغاز کرد، اکنون در میانه سیلیاز سوالها، کارت زردها و طرحهای استیضاح گرفتار شده است؛ روندی که نشان میدهد رابطه پاستور و بهارستان از همکاری آغازین فاصله گرفته و وارد مرحلهای از تقابل ساختاری شده است.
به گزارش حکایت گیلان، آنچه این روزها در بهارستان میگذرد بیش از آنکه نشانی از «نظارت مؤثر» داشته باشد به رقابتی برای ثبت رکورد استیضاح و فشار سیاسی شبیه شده است. رابطه دولت چهاردهم با مجلس دوازدهم شروعی فراتر از تصور داشت. بهارستان رای اعتماد 100 درصدی به کابینه پیشنهای داد؛ اتفاقی که در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشت.
رابطه پاستور و بهارستان اما در ادامه پرتنش شد. اما در هفتههای اخیر، بهارستان به میدان نمایش بیوقفه سوال، کارت زرد و کلید خوردن استیضاحهایپیدرپی تبدیل شده؛ روندی که بیش از پیش شائبه سیاسیکاری و رقابت با دولت را تقویت میکند.
استیضاح دنیامالی؛ تازهترین برگ از دفتر بلند تقابل مجلس
در جدیدترین اقدام، احسان عظیمیراد، نمایندهمشهد امروز -8 آذر- اعلام کرده طرح استیضاح احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان با ۲۵ امضا کلیدخورده است. او مدعی شده وزیر «کمبودهایمدیریتی را پشت قهرمانیها پنهان کرده» و بر همیناساس، ۱۰ محور برای برکناری او تنظیم شده است.
وزیر گیلانی دولت پزشکیان پیش از این نیز به صحن علنی مجلس برای پاسخ به سوالات برخی از نمایندگان فراخوانده شده بود.
این در حالی است که تنها چند روز قبل، وزیر بهداشت و وزیر علوم در صحن علنی حاضر شدند و با وجود نقدهای تند برخی نمایندگان، مجلس در نهایت از پاسخهای هر دو «قانع» شد؛ موضوعی که نشان میدهدتعقیب وزرا از نظر مجلس مسیری پایانناپذیر است، حتی اگر نتیجهای جز همان قانع شدن نداشته باشد.
استیضاحهای معطل روی میز هیأترئیسه
سایه سنگین استیضاح همچنان بر سر کابینهپزشکیان سنگینی میکند. در نیمه مهر، چهار وزیردیگر دولت—احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، عباس علیآبادی وزیر نیرو، غلامرضا نوریقزلجه جهاد کشاورزی و فرزانه صادقمالواجرد وزیر راه و شهرسازی—نیز به فهرست استیضاحهای اعلام وصولشده اضافه شدند.
با وجود این، مجلس هنوز جلسه رأیگیری هیچکدام را برگزار نکرده؛ اما این تعلل هم مانع از تشدید فضایفشار نشده است. اوایل مهر، سخنگوی کمیسیونصنایع از اقدامی عجیب خبر داد: ۲۵ نماینده برای«پافشاری» بر استیضاح وزیر کار، با استامپ قرمز پای برگهها انگشت زدند و سوگند خوردند که عقبنشینی نکنند. اقدامی که بیش از آنکه رنگ نظارت داشته باشد، نشانی از نمایش و فشار سیاسی دارد.
میدری از همان روزهای اول وزارت زیر ذرهبین مجلس بود؛ تا جایی که اولین کارت زرد کابینه نیز به نام او ثبت شد. اما حجم مطالبهگری نمایندگان چنان بالاست که حتی پاسخگوییهای پیدرپی او نیز عطش استیضاحخواهان را فرو ننشانده است.
پیش از این در اواخر سال گذشته نیز زمزمههای استیضاح 3 وزیر دولت شنیده میشد؛ وزیر نفت، وزیر کار و وزیر وقت اقتصاد.
استیضاح وزیر کار اولین بار در اواسط دی ماه درسامانه مجلس ثبت شد. همزمان نادری، عضو هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی، از ثبت رسمی 2 طرح استیضاح دیگر در سامانه مجلس خبر داده بود؛ طرحهای استیضاح عبدالناصر همتی و محسن پاکنژاد.
کارت زردها و استیضاح اولین وزیر کابینه
میدری که رکورددار حضور در مجلس و سنگینی سایه استیضاح بر کرسی وزارتش است، اولین وزیر کابینه است که از مجلس کارت زرد گرفت.
در مرداد نیز عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از پاسخگویی درباره عملکرد وزارتخانه از سوی نمایندگان قانع نشدند و دومین کارت زرد دولت به اسم او ثبت شد.
در نهایت، عبدالناصر همتی، وزیر پیشین اقتصاد نیز در 12 اسفند سال گذشته با رأی مجلس استیضاح شد؛ اولین وزیری که از کابینه چهاردم کنار گذاشته شد. افزایش بیش از 39 درصدی نرخ ارز از شروع به کار دولت چهاردهم تا اسفند ماه، یکی از محورهای اصلی استیضاح همتی بود. روندی که با استیضاح او نه تنها متوقف نشد، بلکه نرخ ارز، سکه و طلا افزایش بیشتری نیز داشت.
اکنون نیز با افزایش طرحهای استیضاح، این نگرانی وجود دارد که فهرست خروجیها بلندتر شود.
در مجموع، آنچه امروز در بهارستان جریان دارد بیش از آنکه نشانی از «نظارت هوشمندانه» داشته باشد، تصویری مبهم از پارلمانی ارائه میدهد که ابزارهای قانونی را نه برای اصلاح امور، بلکه برای اعمال فشار سیاسی و تقابل با دولت به کار میگیرد. موج استیضاحهای پیدرپی، سوالات تکراری و کارت زردهای سریالی، نه به ارتقای کیفیت حکمرانی منجر شده و نه افق روشنی پیش روی وزارتخانهها گشوده است.
اگر مجلس همچنان بر مدار استیضاحمحوری حرکت کند، بیم آن میرود که نظارت به ابزاری برای کشمکش سیاسی تقلیل یابد و فرصتهای اصلاحی در میان جدالهای بیپایان گم شود. کشور نه به صحنهسازی و نمایش انگشتهای خونین، بلکه به همصدایی، ثبات و برنامهریزی نیاز دارد؛ چیزی که به نظر میرسد در هیاهوی این روزهای بهارستان به فراموشی سپرده شده است.