دوشنبه, 24 آذر 1404
دوشنبه, 24 آذر 1404

اختصاصی  حکایت گیلان | عزیز قاسم زاده: زبان گیلکی یکی از زبان های هندو اروپایی شاخه‌ی شمال‌ غربی ایران است که در استان گیلان و مازندران و مناطقی از استان البرز و قزوین گویشور دارد. درباره‌ی ماهیت آن، این‌که «زبان» است یا «گویشی از فارسی» بحث‌های طولانی میان زبان‌شناسان، نویسندگان و علاقه‌مندان فرهنگ محلی درگرفته است. در این مقاله، دیدگاه‌های دو سوی این بحث و شواهد زبانی، تاریخی و جامعه‌شناختی مرتبط بررسی می‌شود.

یکی از پرسش‌های اساسی در زبان‌شناسی اجتماعی ایران، تمایز میان «زبان» و «گویش» است. این تمایز غالباً نه فقط بر پایه‌ی معیارهای علمی، بلکه بر اساس عوامل سیاسی، فرهنگی و تاریخی تعیین شده است گیلکی نیز از جمله مواردی است که این تمایز در مورد آن مبهم و چالش‌برانگیز است .سیطره اندیشه مرکز بر پیرامون یکی از عوامل اصلی فرو کاستن و تحقیر زبانی است. 

دیدگاه نخست: گیلکی، گویشی از فارسی

گروهی از زبان‌شناسان و ادیبان، گیلکی را گویشی از فارسی دانسته‌اند. عمده  استدلال انها برای مدعای خود این است:

۱_گیلکی و فارسی از یک ریشه‌ی تاریخی (ایرانی میانه) برخاسته‌اند و ساختارهای نحوی و واژگانی مشابه دارند.

۲_به‌رغم تفاوت در واژگان و آواها، گیلکی در ارتباط با فارسی معیار هم‌پوشانی معنایی و نحوی زیادی دارد.

۳_نبود یک سنت مکتوب گسترده و معیار نوشتاری تثبیت‌شده، را باید دلیلی بر آن دانست که گیلکی در حد یک زبان مستقل در معنای رسمی محسوب نگردد.

۴_از منظر کارکردی، فارسی زبان نوشتار، آموزش و ارتباط رسمی در گیلان است و گیلکی بیشتر نقش گفتاری و محلی دارد.

به باور این دیدگاه، گیلکی «گونه‌ای از فارسی شمالی» است، مشابه آنچه در خراسان، کرمان یا یزد نیز لهجه‌های خاص فارسی وجود دارد.

دیدگاه دوم: گیلکی، زبانی مستقل

در مقابل عده ای از پژوهشگران گیلکی را زبانی مستقل از فارسی می‌دانند.

دلایل آنان عبارت‌اند از:

تفاوت‌های ساختاری عمیق: نظام صرفی و نحوی گیلکی (مثلاً کاربرد پسوندهای فعلی، صرف فعلی با شناسه‌های متفاوت از فارسی، و وجود ساخت‌های پیش‌فعلی) آن را از فارسی جدا می‌سازد.

واژگان مستقل و کهن: درصد بالایی از واژگان گیلکی ریشه در زبان‌های ایرانی باستان دارد و نه در فارسی دری.

تنوع درون‌زبانی: تنها در گیلان وجود گویش‌های عمده‌ی شرق‌گیلانی (لاهیجان و رودسر و…)، غرب‌گیلانی (فومن و صومعه سرا و...) ٫مرکزی (رشت و انزلی و…)٫جنوب گیلانی(رودبار و دیلمان و…)نشانه‌ی پویایی و گستردگی درونی زبان است، نه ضعف آن.

سنت مکتوب و ادبیات محلی: 

آثاری مکتوب چون ترجمه‌ و تفسیر قرآن به گیلکی در دوران زیدیان، به طور مثال ترجمه و تفسیر کتاب الله، تالیف ابوالفضل بن شهردویر دیلمی در قرن هفت هجری، دیوان،اشعار و نمایشنامه‌های گیلکی مثل دیوان پیرشرفشاه دولایی شاعر گیلک قرن هشتم هجری و نوشته‌های محققان و افراد تاثیر گذار گیلانی در دوره های اخیر همانند: جهانگیر سرتیپ پور و اشعار گیلکی میرزا کوچک خان در روزنامه جنگل وجود دارد.

احمد عاشورپور با ساخت و اجرای ترانه‌های گیلکی و وارد کردن آن‌ها به رادیو و موسیقی رسمی، یکی از مهم‌ترین چهره‌های ترویج زبان گیلکی بود. او با تنظیم‌های نو، گیلکی را از فضای محلی به عرصهٔ ملی آورد و با نگاه تحقیرآمیز نسبت به زبان‌های بومی مقابله کرد.

در کتاب «شبه‌خاطرات» نقل می‌کند که در جوانی، وقتی در جمعی به گیلکی حرف زد یا ترانه‌ای خواند، یکی از حاضران زبانش را مسخره کرد. همین ماجرا باعث شد تصمیم بگیرد تمام عمر برای حفظ، زیباسازی و شناساندن زبان گیلکی تلاش کند.

استانداردسازی نوشتاری: در دهه‌های اخیر، کوشش‌هایی برای ایجاد سامانه‌ی فتونیک (phonetic) خواندن و نوشتن گیلکی صورت گرفته که نشان از پویایی و قابلیت مکتوب شدن زبان دارد.

دکتر شفیعی کدکنی که بی تردید در معرفی ادبیات فارسی و بزرگان ادب و عرفان این سرزمین نقشی ممتاز داشته، در برخی آثار مکتوب و سخنرانی ها، گیلکی را لهجه‌ای از فارسی دانسته اما  در سال‌های بعد دیدگاه  خود را تعدیل کرده است او در یکی از مصاحبه های متاخر خود تاکید کرده:

«در مرز میان زبان و لهجه، گاه باید از دید فرهنگی نگریست، نه صرفاً دستوری. گیلکی و مازنی دارای استقلال‌های زبانی‌اند که نمی‌توان آنها را به فارسی فروکاست.»

این موضع، تأکیدی بر استقلال فرهنگی و ادبی گیلکی دارد، هرچند ممکن است از نظر رسمیت اداری هنوز در جایگاه «زبان ملی» قرار نگیرد.

مکتوب نبودن یا ثبت نشدن؟

یکی از استدلال‌های رایج علیه زبان بودن گیلکی، «نبود متون مکتوب تاریخی» است. اما بررسی‌ها ( تا اینجا) نشان می‌دهد که نخستین متون گیلکی مکتوب، در قرن ۳ تا ۴ هجری با ترجمه‌هایی از قرآن و ادعیه پدید آمد.در قرن ۲۰ میلادی، نویسندگانی چون رحمت‌الله رضازاده لنگرودی و ابراهیم مهرداد به نوشتن آثار نمایشی و ادبی به گیلکی پرداختند.

در عصر دیجیتال هم  هزاران صفحه نوشته و پادکست و ویدیو به گیلکی تولید شده و این زبان وارد مرحله‌ی بازتولید فرهنگی شده است.بنابراین، مسئله نه «نبود مکتوب»، بلکه «نبود رسمیت نهادی» است.با در نظر گرفتن شواهد زبان‌شناختی، تاریخی و فرهنگی، می‌توان گفت: از منظر علم زبان‌شناسی ساختاری، گیلکی در سطح یک زبان مستقل از فارسی قرار دارد منظر سیاست زبانی رسمی در ایران، گیلکی در جایگاه «زبان محلی» بدون رسمیت آموزشی است و این امر مستقیم با ساختار سیاسی موجود و عدم رسمیت یافتن مقوله آموزش به زبان مادری در ساختار آموزش و پرورش رسمی برمی گردد.

از منظر فرهنگی و هویتی، بر خلاف برخی دیدگاه ها استقلال گیلکی نه تهدیدی برای فارسی، بلکه غنای فرهنگی و تکثر آن را در  ایران نشان می دهد.

از منظر سیاست زبانی رسمی در ایران، گیلکی در جایگاه «زبان محلی» بدون رسمیت آموزشی است و این امر مستقیم با ساختار سیاسی موجود و عدم رسمیت یافتن مقوله آموزش به زبان مادری در ساختار آموزش و پرورش رسمی برمی‌گردد.

از منظر فرهنگی و هویتی، بر خلاف برخی دیدگاه ها استقلال گیلکی نه تهدیدی برای فارسی، بلکه غنای فرهنگی و تکثر آن را در ایران نشان می دهد.

دکتر منوچهر ستوده پژوهشگر برجسته  در مجموعه آثار گسترده‌اش از جمله: «فرهنگ گیلکی» و «ازآستارا تا استارآباد»

و یادداشت‌های میدانیش از مناطق گیلان، دیلمان، اشکورات و تنکابن،به‌طور مفصل به زبان، اصطلاحات محلی، نام‌جای‌ها (توپونیمی)، و عادات زبانی مردم گیلان پرداخته است.

او از نخستین پژوهشگرانی بود که گویش‌شناسی گیلان را نه صرفاً از منظر لهجه‌شناسی، بلکه به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی ایران بررسی کرد

زبان گیلکی از دید ستوده، «زبانی مستقل است، نه لهجه»

ستوده بارها در مقدمه‌ها و یادداشت‌هایش تصریح می‌کند که: «زبان گیلکی از شاخه‌ی زبان‌های ایرانی شمال‌غربی است و قرابتی نزدیک با طبری (مازندرانی) دارد، نه با فارسی دری.»

او معتقد است گیلکی زبان مستقلی است که ریشه در زبان‌های باستانی ناحیه‌ی دیلمان و طبرستان دارد.

به‌ویژه در جلدهای گیلانِ «از آستارا تا استارآباد»، او بارها واژگان گیلکی را با برابرهای اوستایی و پهلوی مقایسه کرده و نتیجه گرفته است که این زبان تداوم تاریخی زبانی کهن‌تر از فارسی دری است. به بیان دیگر، از دید او گیلکی "زبان بومی و کهن ایرانی" است که فارسی دری بر آن تأثیر گذاشته، نه برعکس.

ستوده صرفاً زبان را از منظر واژگان بررسی نمی‌کرد، بلکه آن را بازتابی از فرهنگ زیست‌محیطی، معیشتی و اجتماعی مردم گیلان می‌دانست. واژگان مربوط به کشاورزی، برنج‌کاری، ماهیگیری، دامداری، و آیین‌های بومی را ثبت و معنا کرده است. او برای هر واژه، گاه معادل‌های محلی در بخش‌های مختلف گیلان (فومن، لاهیجان، رودسر، دیلمان و ...) آورده تا تنوع درون‌گویشی را نشان دهد. ستوده این تفاوت‌ها را نشانه‌ی غنای فرهنگی و زبانی می‌داند، نه دلیلی برای لهجه‌پنداری.

در پایان این نوشتار برخی از مقالاتی که به استقلال زبانی گیلکی تاکید دارد، معرفی می شود:

گیلکی در طبقه‌بندی زبان‌های ایرانی

عنوان: The Iranian Languages

ویرایش: Gernot Windfuhr (2009) – Routledge

فصل مرتبط: “Northwestern Iranian Languages”

نویسنده فصل: Donald Stilo

در این کتاب مرجع، گیلکی به‌عنوان زبانی مستقل در گروه «ایرانی شمال‌غربی» معرفی می‌شود. توضیح داده می‌شود که گیلکی ویژگی‌های ساختاری جدای از فارسی دارد و از دورهٔ میانهٔ ایرانی سابقه‌ی مستقل دارد.

مطالعات قوم‌زبان‌شناختی درباره گیلکی

عنوان مقاله: The Gilaki and Mazandarani Languages

نویسنده: Donald L. Stilo

منبع: Encyclopedia Iranica

این مقاله یکی از معتبرترین مقالات درباره گیلکی است.در این مقاله به‌ صورت روشن گفته می‌شود که گیلکی یک زبان با چند گویش (شرقی، غربی، بیه‌پسی و بیه‌پیشی) است. همچنین تفاوت‌های آوایی و نحوی آن با فارسی توضیح داده می‌شود.

دستور تطبیقی گیلکی

عنوان: A Grammar of Gilaki

نویسنده: Bruce L. Brown (دانشگاه میشیگان)

سال: 1985

این اثر  یکی از نخستین توصیف‌های جامع ساختار دستوری گیلکی است. نویسنده نشان می‌دهد که گیلکی از نظر نحو، فعل‌سازی، ضمایر و صرف فعل با فارسی تفاوت‌های بنیادین دارد، که معیار مهم برای زبان مستقل بودن است.

تحلیل‌های زبان‌شناسی ایرانیان درباره زبان گیلکی

عنوان مقاله: «بررسی جایگاه گویش/زبان گیلکی در میان زبان‌های ایرانی»

نویسنده: دکتر یدالله منصوری

نشریه: مجله پژوهش‌های زبان‌شناسی

اهمیت: این مقاله در مرور ساختار واجی، صرفی و نحوی گیلکی و مقایسه آن با فارسی. نتیجه‌گیری صریح: گیلکی زبان مستقل است.

مطالعات گویش‌شناسی گیلان

عنوان مقاله: «بررسی گویش‌های گیلکی و جایگاه آنها در طبقه‌بندی زبان‌های ایرانی»

نویسنده: دکتر حسن رضایی باغ‌بیدی

منبع: نشریه نامه ایران‌شناسی

در این مقاله تحلیل دقیق تفاوت‌های درونی گویش‌های گیلکی و تبیین اینکه چرا این تفاوت‌های داخلی نشان‌دهندهٔ ساختار یک زبان با چند گویش است، نه «لهجه‌ای از فارسی». پرداخته شده است.

همرسانی کنید:

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان