
اختصاصی حکایت گیلان | با گذشت حدود یک سال و نیم از آغاز به کار دولت دکتر مسعود پزشکیان، این دولت به دلیل وعدههایش درباره تقویت جایگاه اجتماعی و مدیریتی زنان همواره زیر ذرهبین افکار عمومی قرار داشته است.
و اکنون صدای زنان اصلاحطلب گیلان بلندتر از همیشه به گوش میرسد؛ برای یادآوری فاصله میان وعدههای انتخاباتی و واقعیتهای امروز، خصوصا گیلان که با پیشینه تاریخی مشارکت زنان و چالشهای خاص اقتصادی و اجتماعی خود، یکی از استانهایی بوده که انتظارها از آن بالاست.
در این مصاحبه صریح و بیپرده، با زهرا بوذری رئیس ستاد بانوان دکتر پزشکیان در استان گیلان گفتوگو کردهایم؛ کسی که از نزدیکترین حلقههای تبلیغاتی اصلاحطلبان در انتخابات ۱۴۰۳ بود و حالا خود را موظف میداند هم حامی دولت باشد و هم منتقد صادق و مطالبهگر آن.
او از بانک اطلاعاتی زنان توانمند گیلان میگوید که به استانداری فرستاده شده، از انتصابهایی که رخ داده و بسیار بیشتر از آنهایی که رخ نداده، از شاخصهای شایستهسالاری جنسیتی که پیشنهاد داده، و از مهمترین دردی که زنان گیلان امروز با آن دستوپنجه نرم میکنند: ترکیبی از ناامنی اقتصادی و تبعیض ساختاری که هنوز صدایشان را در اتاقهای تصمیمگیری ضعیف نگه داشته است.
به همین مناسبت، در این گفتوگو، درباره یک سال و نیم گذشته، نحوه پیگیری مطالبات زنان استان و برنامههای پیشرو به بحث نشستیم؛
در ادامه، مشروح این گفتوگوی صمیمی و انتقادی را میخوانید:
به عنوان رئیس ستاد بانوان دکترپزشکیان در گیلان، اقدامات دولت در کشور و خصوصاً در گیلان را چطور ارزیابی میکنید؟
من دولت آقای دکتر پزشکیان را دولتی میدانم که با اراده جدی برای اصلاحات تدریجی و آرامکردن تنشهای اجتماعی شروع کرده، اما در عین حال با حجم بزرگی از مشکلات به ارثرسیده روبهروست. در سطح ملی، حضور چند زن در کابینه و افزایش تعداد مدیران زن در دستگاههای اجرایی، نسبت به دولتهای قبل یک گام رو به جلوست، هرچند هنوز با سقفی که خودِ آقای پزشکیان در زمان انتخابات وعده داده بود فاصله داریم.
در گیلان هم ما نشانههای مثبتی میبینیم؛ از جمله چند انتصاب زنان در سطح فرمانداری و مدیریت میانی ویک مدیرکل که نشان میدهد نگاه استاندار و دولت نسبت به ظرفیت بانوان تغییر کرده است.
با این حال، صریح بگویم: سرعت و عمق این تغییرات هنوز متناسب با ظرفیت واقعی زنان گیلان نیست. زنان تحصیلکرده، فعال اجتماعی و اصلاحطلب در استان بسیار زیاد هستند ولی امروزه در ساختار مدیریت رسمی دیده نمیشوند. ما از دولت حمایت کردهایم، ولی در عین حال وظیفه خودمان میدانیم که از موضع مطالبهگری، فاصله بین وعدهها و واقعیت را یادآوری کنیم.
پیشنهاد مشخصی برای انتخاب مدیران زن در استان ارائه دادهاید؟ نتیجه چه بوده؟
از چه تعداد زنان اصلاحطلب در گیلان در سمتهای مختلف استفاده شده است؟
بله؛ ما از همان ماههای اول، یک بانک اطلاعاتی از زنان توانمند گیلان تهیه کردیم؛ زنانی از طیفهای مختلف اصلاحطلب و اعتدالگرا، با سوابق جدی در آموزشوپرورش، بهداشت، دانشگاه، مدیریت شهری، تشکلهای مدنی و حتی بخش خصوصی. این فهرست به همراه رزومه و پیشنهاد سطح مناسبِ مسئولیت، به استانداری و بعضی وزارتخانهها ارسال شده است.
نتیجه، ترکیبی بوده از پیشرفت و عقبماندگی: در چند مورد، پیشنهادهای ما جدی گرفته شد و شاهد انتصاب بانوان در سطح معاون سازمان یا اداره، فرمانداری و عضویت در هیئتمدیره برخی شرکتهای استانی بودیم؛ اما در بسیاری از موارد، سازوکارهای سنتی در انتصابات—یعنی چرخش همان چهرههای قدیمی—هنوز دست بالا را دارد.
درباره تعداد زنان «اصلاحطلب» باید صادق باشم: آمار رسمی بر اساس گرایش سیاسی منتشر نمیشود و ما هم تعمداً از برچسبزدن رسمی پرهیز کردهایم؛ اما بر اساس رصد خودمان، سهم زنان اصلاحطلب از انتصابات استان هنوز بسیار محدود وبهتر بگویم بسیار کم است و بیشتر انتصابات از بدنهای صورت گرفته که سالها در ساختار اداری حضور داشتهاند. مطالبه ما این است که «بازشدن درها» واقعی باشد، نه صرفاً جابهجایی درون همان حلقههای بسته.

شما چه شاخصهایی برای انتخاب مدیران زن پیشنهاد دادهاید؟
ما همیشه تأکید کردهایم که «زن بودن» باید فرصتِ شکستن سقف شیشهای باشد، نه اینکه به سهمیه نمادین و تشریفاتی تقلیل پیدا کند. برای همین چند شاخص کلیدی را پیشنهاد دادهایم:
تخصص و تجربه مدیریتی مرتبط با حوزه مسئولیت، نه صرفاً سابقه سیاسی یا جناحی؛
باور عملی به حقوق شهروندی و کرامت انسانی، بهخصوص در برخورد با زنان، جوانان و اقلیتها؛
پاکدستی، شفافیت و مقاومت در برابر رانت و شبکههای غیررسمی قدرت؛
توان گفتوگو با نسل جدید، شنیدن صدای دختران و زنان جوان و کار با فضای شبکههای اجتماعی؛
روحیه عدالتخواهی و حساسیت نسبت به حاشیهنشینها، زنان سرپرست خانوار و مناطق کمبرخوردار استان؛
و در نهایت، توان کار تیمی و شبکهسازی؛ چون ما در گیلان «مدیران جزایری» را بیشتر از حد کافی تجربه کردهایم و امروز به مدیرانی نیاز داریم که بتوانند میان دانشگاه، سمنها، بخش خصوصی و حاکمیت پل بزنند.
تأکید ما این است که «شایستهسالاری جنسیتی» یعنی باز کردن میدان برای زنان شایسته، نه تکرار همان الگوهای قدرتِ غیرپاسخگو با چهره زنانه.
کدام مطالبه زنان گیلان را اولویت نخست برای پیگیری در دولت جدید قرار دادهاید؟
اگر بخواهم یک عنوان کلی بگذارم، میگویم: «امنیت و کرامت در زندگی روزمره». در بیانیههای انتخاباتی آقای پزشکیان نیز به صراحت بر امنیت اجتماعی زنان، حضور امن در فضاهای عمومی، و حق مشارکت در سطوح بالای تصمیمگیری تأکید شده بود و ما همین محور را در سطح استان پیگیری میکنیم.
برای زنان گیلان، امنیت فقط به معنی امنیت فیزیکی نیست؛ یعنی:
امنیت شغلی و اقتصادی،
امنیت در خیابان و فضای عمومی بدون ترس از تحقیر و برخوردهای سلیقهای،
امنیت در دانشگاه و محیط کار،
و امنیت در بیان دیدگاهها و سبک زندگی در چهارچوب قانون.
اولویت ما این است که سیاستهای استانی به گونهای تنظیم شود که زن گیلانی احساس کند «دولت و حاکمیت پشت اوست»، نه در مقابل او. این احساس اگر ترمیم شود، سایر برنامهها مثل اشتغال، کارآفرینی، ورزش و فرهنگ هم جدیتر پیش میرود.
به نظر شما مهمترین مسئله زنان گیلان در حال حاضر چیست؟
زنان گیلان با مجموعهای از مسائل درهمتنیده مواجهاند، اما اگر مجبور باشم یکی را در رأس بگذارم، باز هم به «ترکیبِ تبعیض ساختاری با ناامنی اقتصادی» اشاره میکنم. گیلان همزمان استانی دانشگاهی، گردشگری و کشاورزی است؛ اما زنانش در سه حوزه با مشکل روبهرو هستند:
در بازار کار رسمی، سهم محدودی دارند و اغلب در مشاغل کمدرآمد، بدون بیمه و بیثبات مشغولاند؛
در روستاها، زنان بخش مهمی از کار کشاورزی و صنایع دستی را انجام میدهند اما کمتر از مردان دیده و حمایت میشوند؛
در شهرها هم با فشار هزینههای زندگی، مسکن، و مسئولیت مضاعف مراقبت از خانواده مواجهاند.
به اینها باید کمبودن حضور زنان در جایگاههای تصمیمسازی را اضافه کرد؛ یعنی جایی که درباره بودجه، توسعه شهری، محیط زیست و فرهنگ تصمیم گرفته میشود، صدای زنان گیلان هنوز ضعیف است. به نظر من، تا وقتی این صدای ضعیف به یک «صدای مؤثر» تبدیل نشود، بسیاری از سیاستها اگر نیت خوبی پشتشان باشد هم مسائل واقعی زنان در گیلان را حل نخواهد کرد.
هدف ما این است که دولت جدید را قانع کنیم که نگاه به زنان گیلان، از «گروه هدفِ حمایتی» به «شریکِ کامل در تصمیمگیری و توسعه» تغییر کند؛ این تغییر اگر اتفاق بیفتد، خیلی از مسائل دیگر، خودبهخود قابلحلتر میشود.
والسلام.
