شنبه, 22 آذر 1404
شنبه, 22 آذر 1404
بازار، فرهنگ و یک ابتکار تازه در رشت؛

روایتی از رستورانی که به پیوند دیرینه مردم و بازار جان دوباره می دهد

۱۴۰۴/۰۹/۰۱ ۰۹:۵۸ چاپ

اختصاصی حکایت گیلان | نگین آذر: شب‌ که آرام‌آرام روی شهر پهن می‌شود، بازار الگویی ماهی‌فروشان رشت جان تازه‌ای می‌گیرد. چراغ‌ها روشن می‌شوند ، صدای فروشندگان اوج می گیرد ، با رقص نور بر پولک های نقره ای بوی نمِ دریا و ماهی تازه در هوا می‌پیچد .

دست های فرز و کارکشته فروشندگان ماهی‌ها را وزن  و سبدها را جا‌به‌جا می کنند و با فریادی آهنگین نگاه خریداران را به سمت بساط شان می کشانند و به خرید تشویقشان می کنند .

صیادان با چهره‌های خسته اما پرامید، در این هیاهو حرکت می‌کنند، انگار هر  جابه‌جایی باری و هر فریاد فروشنده ای ، سازی از آهنگ زندگی جمعی را کوک می کند.

این سازهٔ سرپوشیده، بیش از یک بازار اقتصادی است؛ اینجا تنها یک محل خرید نیست ، نقطه ای ست که زندگی روزمره ، تلاش و همدلی در آن با هم آمیخته شده  تا با هیاهو، رنگ، نور و بو داستانی از زنده‌بودن، همبستگی و زندگی شهری روایت کنند؛ قصه‌ای که هر شب تازه می‌شود.
 
در روزگاری که سایهٔ شتاب اقتصادی، بسیاری از پیوندهای ریشه‌دار اجتماعی را کمرنگ کرده، گاهی یک ایدهٔ کوچک می‌تواند یادآور سنت‌های بزرگی شود که در تار و پود زندگی ایرانیان تنیده بوده است. در شرکت الگویی ماهی‌فروشان رشت، درست در همان نقطه‌ای که فعالیت اقتصادی جریان دارد، رستورانی بنا شده که نقشی فراتر از یک مجموعهٔ پذیرایی به آن محول شده، فضایی که تبدیل شده به میزبانی نشست‌های فرهنگی و اجتماعی و نمونه‌ای تازه از آشتی دوبارهٔ بازار با فرهنگ.

این سازه نعلی شکل با تکیه بر میراث چندصدسالهٔ بازارهای ایرانی و کاروانسراها شکل گرفته است؛ جایی که در گذشته نه فقط مرکز خرید و فروش، بلکه محل گردهم‌آیی، گفت‌وگو، اندیشه‌ورزی و حتی شکل‌گیری دوستی‌ها و مناسبات اجتماعی بود. بازارها همیشه قلب تپندهٔ شهر بودند؛ هم در تکاپوی رونق اقتصادی و هم در نگهداشت روح جمعی، آیین‌ها و حکمت زندگی. این هم‌تنیدگی اقتصاد و جامعه، نمونه‌ای از آن چیزی است که کارل پولانی در نظریهٔ «درون‌تنیدگی اقتصاد» مطرح می‌کند: اقتصاد هرگز جدا از شبکه‌های اجتماعی و فرهنگی نیست و بازارها همیشه در بستر هنجارها و روابط انسانی جریان دارند.

اکنون در رشت، شهری که خود تاریخی طولانی در تجارت، دادوستد و فرهنگ دارد، این پیوند با نگاهی نو بازتعریف شده است. رستوران وابسته به شرکت ماهی‌فروشان، تنها محیطی پر از نور و موسیقی و رنگ با فستیوالی از غذاهای گیلانی و ایرانی در کنار این مجموعهٔ اقتصادی نیست؛ بلکه صحنه‌ای برای گفت‌وگوهای مدنی، اتفاقات فرهنگی، هم‌اندیشی صنفی و شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی سالم است. از دیدگاه مردم‌شناسی، این مکان نمونه‌ای از «مکان سوم» (Third Place) ویلیام هیس» است؛ فضایی که نه خانه است و نه محل کار، اما بستر شکل‌گیری سرمایهٔ اجتماعی، گفتگو و همدلی است.

در فضایی که فشارهای اقتصادی اغلب انسان‌ها را در مسیرهای فردی و محدود قرار می‌دهد، چنین پاتوق فرهنگی، نوعی یادآوری است؛ یادآوری اینکه بازار، اگرچه جای معامله و کار است، اما می‌تواند دوباره بستر همبستگی، یادگیری و گفتگو باشد.

این ابتکار توسط بانیان و مدیریت شرکت الگویی ماهی‌فروشان، در واقع بازخوانی یک سنت استوار است: اینکه هیچ فعالیت اقتصادی پایدار نمی‌شود مگر آنکه در دل خود فهمی از فرهنگ، اخلاق و جامعه داشته باشد. شرکت الگویی ماهی‌فروشان رشت با ایجاد این فضای مشترک، نشان داده است که اقتصاد و فرهنگ نه رقیب یکدیگر، بلکه دو بازوی پیش‌برندهٔ توسعهٔ محلی‌اند؛ و هر جا کنار هم قرار بگیرند، هم کیفیت روابط انسانی بالاتر می‌رود و هم معنا و هویت کار اقتصادی پررنگ‌تر می‌شود.

این حرکت می‌تواند الگویی الهام‌بخش برای دیگر مجموعه‌ها و اصناف باشد؛ چرا که نشان می‌دهد حتی در قالب یک واحد اقتصادی نیز می‌توان به تقویت گفتگو، همدلی ، مشارکت اجتماعی و بالا بردن آگاهی جمعی اندیشید.

 این ابتکار و ایده مجموعه مدیریتی بازار الگویی در میزبانی نشست ها و رویدادهای کوچک فرهنگی و اجتماعی در دل یکی از پر جنب و جوش ترین بازارها ، حامل یک پیام روشن است: در دل پرهیاهوی اقتصاد امروز، هنوز می‌توان جایی ساخت که مردم دور هم بنشینند، حرف بزنند، فکر کنند، و دوباره به ریشه‌های مشترک‌شان نزدیک شوند.

 بازار، وقتی به فرهنگ گره بخورد، تنها محل مبادلهٔ کالا نیست؛ بلکه محل مبادلهٔ تجربه، اندیشه و معناست.

همرسانی کنید:

نظرات شما:

کسرا 3 آذر 1404 ساعت 12:09

بسیار عالی

نظر دهید - پسندیدم 0

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان