چهارشنبه, 28 مرداد 1405
چهارشنبه, 28 مرداد 1405

به گزارش حکایت گیلان | یاسر هاشمی؛ فعال سیاسی: این مقاله چکیده‌ای از یک پژوهش و تحقیق علمی است که با نظارت و راهنمایی جمعی از اساتید محترم دانشگاه، طراحی و اجرا شده است. بازدارندگی این روزها در ایران تنها یک کلمه در کتاب‌های لغت نیست بلکه به اصطلاحی همه‌ کاره تبدیل شده که در مناظره‌های سیاسی، در تیتر روزنامه‌ها، در کلاب‌هاوس و شبکه‌های اجتماعی، سخنرانی‌های رسمی مسئولین و حتی در مکالمه‌ روزمره‌ مردم همه جا شنیده می‌شود: «بازدارندگی داریم یا نداریم؟» در ادبیات روابط بین‌الملل، «بازدارندگی» (Deterrence) یکی از مفاهیمی‌ است که هم مثل یک اصطلاح فنی نظامی، وزن دارد و هم مثل یک کلمه‌ روزمره وارد زبان سیاست، رسانه و حتی فرهنگ عامه شده است.

 اما پرسش کلیدی اینجاست که بازدارندگی چیست؟ در قدرت است یا اقتدار؟ به زبان ساده‌تر بازدارندگی صرفاً همان موشک‌های قاره‌پیما و بمب‌های سنگین است یا چیزی فراتر؟ اگر بازدارندگی را فقط با شمار لانچرها یا شدت صدا در رژه‌های نظامی تعریف کنیم، دچار «تک‌بعدی‌نگری» شده‌ایم. تجربه‌ تاریخی جنگ‌ها، بحران‌های انرژی، تهدیدهای سایبری و حتی رفتار مردم در روزهای سخت، نشان داده است که بازدارندگی یک «اکوسیستم» است.

 به همین دلیل، نسل دوم نظریه‌پردازان بازدارندگی روی «انکار» تأکید کردند یعنی ناممکن کردن موفقیت مهاجم. اگر کسی مطمئن باشد که حتی بعد از حمله به نتیجه نمی‌رسد اصلاً وسوسه‌ حمله نمی‌شود. لذا بازدارندگی امروز فراتر رفته و معنای چندلایه‌ای پیدا کرده است. بازدارندگی نه‌تنها توان شلیک بلکه توان ادامه‌ زندگی پس از شلیک است. نه‌تنها قدرت سخت بلکه تاب‌آوری اجتماعی، انسجام سیاسی، مشروعیت حقوقی و حتی طنز مردم در روزهای سخت. حالا اگر بخواهیم بازدارندگی را از «شعار» به «شاخص» تبدیل کنیم باید آن را قابل اندازه‌گیری کنیم. به زبان ساده، بازدارندگی از شعار شروع می‌شود اما فقط با شاخص می‌ماند.

در این مقاله، بازدارندگی را نه به‌ عنوان یک ابزار صرفاً نظامی بلکه به‌ عنوان یک «ماتریس یکپارچه» بررسی می‌کنیم. در این ماتریس ۵ بُعد حیاتی (نظامی، سایبری/اطلاعاتی، اقتصادی/فناورانه، خدمات حیاتی و مشروعیت/هنجارها) در کنار ۵ روش اصلی (انکار، مجازات، درهم‌تنیدگی، هنجار و تاب‌آوری) قرار می‌گیرند. حاصل این ترکیب، تصویری چندبعدی است که نشان می‌دهد، بازدارندگی فقط هنر تهدید نیست بلکه هنر قانع‌ کردن، مقاومت‌ کردن و ادامه دادن زندگی در سخت‌ترین روزهاست. برای تبدیل بحث نظری به شاخص عددی می‌شود یک ماتریس پنج بُعد × پنج روش را ساخت.

پنج بُعد: بعد یعنی عرصه یا حوزه‌ای که بازدارندگی در آن شکل می‌گیرد. هر بُعد یک زمینهٔ کلان است که در آن کشور می‌تواند، قدرت و اثر بازدارنده بسازد. در مدل ۵×۵ ما، پنج بُعد در نظر گرفته شده‌ است.

سخت‌افزار نظامی: توانایی‌های دفاعی و تهاجمی در میدان جنگ (موشک، ارتش، پدافند، تسلیحات).

سایبر/اطلاعات: زیرساخت دیجیتال، جنگ سایبری، داده‌ها و روایت‌های اطلاعاتی

 اقتصاد/فناوری: منابع مالی، تجارت، فناوری و نوآوری که می‌تواند، بازدارنده یا آسیب‌پذیر باشد.

خدمات حیاتی/زیرساخت: انرژی، آب، غذا، حمل‌ونقل، سلامت یعنی ستون‌هایی که زندگی روزمره بر آنها سوار است.

مشروعیت/هنجار اجتماعی: اعتماد عمومی، هنجارهای اخلاقی و قوانین که به کشور سرمایهٔ معنوی و سیاسی می‌دهند.

 در نهایت شاخص بازدارندگی ملی یک عدد ترکیبی است که میزان توان یک کشور برای منصرف کردن دشمن از حمله یا خرابکاری را در ترکیب پنج بعد و پنج روش نشان می‌دهد. این شاخص چندبعدی، قابل اندازه‌گیری و پویاست و با تغییر شرایط، وزن هر بُعد و روش تغییر می‌کند. همان‌طور که «شاخص تورم» یا «شاخص توسعه انسانی» یک عدد کلی برای اقتصاد و جامعه می‌دهند. «شاخص بازدارندگی ملی» هم یک عدد کلی برای قدرت واقعی بازدارندگی کشور ارائه می‌دهد. در پایان، شاید مهم‌ترین تغییر ذهنی همین باشد که بازدارندگی دیگر «صحنهٔ رژه» نیست، «کیفیت زندگی» است.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان