دوشنبه, 16 شهریور 1405
دوشنبه, 16 شهریور 1405

به گزارش حکایت گیلان |نعمت الله اکبری: به راستی که جهان را باید بیشتر با گوش جان شنید تا با چشم سر دید. ظاهرا جهان چنان آفریده شده که فاصله و تخیل، سوخت اصلی شگفتی و لذت هستند.

بسیاری از امور در هاله‌ای از ابهام و در فاصلهٔ میان «آرزو» و «تحصیل» هستند که افسون‌ بخش می‌ شوند. وقتی چیزی را می‌بینیم و به چنگ می‌آوریم، از قلمرو خیال پهناور به محدوده‌ای کوچک و ملموس کوچ می‌کند و چه بسا جادوی خود را از دست بدهد. این دور همیشگی «آرزو - تلاش - کسب - ملال»، زندگی بسیاری از انسان‌ها را رقم زده است. تمام انرژی فرد صرف کسب چیزی می‌ شود (ثروت، مقام، یک رابطه، یک کالای مادی) و به محض رسیدن، موج اولیهٔ لذت به سرعت فروکش می‌کند و جای خود را به کسالت و دلزدگی می‌دهد، و این سیر با آرزویی جدید از نو آغاز می‌شود. به عبارت دیگر، اغلب اوقات زندگی اکثریت قاطع انسانها، در چرخه آرزو وانتظار از یک سو و تحصیل وملال از سوی دیگر دَوَران دارد.

اما راه رهایی از این گردونه چیست؟ راز گریز از این دام، در پیگیری اموری نهفته است که ذاتاً بی‌پایان، پایدار و معنابخش هستند. اینها گنجینه‌هایی هستند که هر چه بیشتر به دست می‌آیند، نه تنها ملال‌انگیز نمی‌شوند، بلکه اشتیاق و لذت عمیق‌تری می‌آفرینند.

مصادیق امور پایدار و دلزدگی‌ ناپذیر:

۱. تامل، کسب علم و آگاهی: 

علم، گنجی بی‌کران است. هر پاسخی، دهها پرسش جدید می‌آفریند. لذت فهمیدن رازهای جهان، درک پیچیدگی‌های یک نظریه علمی، یا کشف لایه‌های پنهان یک اثر ادبی، هرگز کهنه نمی‌شود. مثال: تفکر وفلسفه ورزی، مطالعهٔ علوم گوناگون، کشف ارتباطات پنهان رویدادها، یا درک یک مفهوم پیچیدهٔ فیزیکی وغیره، نگاه انسان به جهان را برای همیشه تغییر می‌دهد.


۲. خیراخلاقی: 

پرورش فضایل اخلاقی و تلاش برای بهتر شدن به عنوان یک انسان، مسیری همیشگی و رضایت‌بخش است. فضایلی مانند مهربانی، صداقت، بخشندگی، شجاعت، مبارزه باظلم و عدالت هیچگاه به نقطهٔ پایان نمی‌رسند. هر عمل نیک، سنگ بنای عمل نیک بعدی است و لذت ناشی از دانستن که انسانی مفید هستید، عمیق و پایدار است. مثال: کمک به دیگران بدون چشم داشت، یا پایبندی به حقیقت در شرایط سخت.


۳. آفرینش و خلق اثر: 

اکتشاف و خلاقیت، انسان را در جایگاه آفریننده قرار می دهد، بیشترین لذت را آفرینش دارد. خلق یک اثر — چه یک تابلو نقاشی، یک داستان، یک قطعه موسیقی، یک کسب‌ وکار نوآورانه یا حتی یک باغچهٔ زیبا که نیاز به تخیل بی‌پایان دارد و حس رضایت ناشی از به جا گذاشتن چیزی ارزشمند، ماندگار است. مثال: نویسنده‌ای که با مجموع مطالب خود تگاه جدید خلق می‌کند یا مخترعی که راه‌حلی برای مشکلی ارائه می‌دهد.


۴.افزودن به زیبایی و کاهش زشتی:

در جهان خدمت به هستی، این شاید والاترین هدف باشد. زیبایی تنها در هنر نیست، بلکه در پاکیزگی محیط زیست، در معماری شهری انسان‌ محور، در کلام نیکو، توهین نکردن به دیگران، در ایجاد صلح و در هر اقدام دیگری که جهان را اندکی شکوفاتر و انسانی‌تر کند، نهفته است. مثال: کاشت یک درخت، پاکسازی طبیعت، آموزش به کودکان محروم، یا حتی یک لبخند و کلام محبت‌آمیز که روز کسی را زیباتر می‌کند.


۵. سفر درونی و معنوی: 

کشف خود، شناخت نفس و پیوند با ژرفای روان، لذت بی‌کران دارد. این سفر که در مکاتب معنوی و عرفانی بر آن تأکید شده است، هرگز به پایان نمی‌رسد و هر کشف جدید دربارهٔ خود و جایگاه مان در جهان، شگفتی‌آفرین و‌ دگرگون‌کننده است.


۶. عمق بخشیدن به روابط انسانی:

عشق و دوستی و عشق واقعی و دوستی اصیل بر پایهٔ لذت‌های مادی و زودگذر بنا نمی‌شود. بلکه در شنیدن دردها و شادی‌های دیگری، در درک متقابل و در رشد مشترک معنا پیدا می‌کند. عمق یک رابطهٔ انسانی را می‌توان همیشه بیشتر کرد و این رابطه هرگز تکراری نمی‌ شود.


جمع‌ بندی:

پس می‌توان گفت که حکمت در این است که: برای لذت‌های زودگذر مادی (که دیدن و به چنگ آوردن شان محور است)، ارزش مطلق قائل نشویم و آنها را هدف نهایی زندگی ندانیم وبلکه سرمایه‌گذاری اصلی خود که شامل زمان، انرژی و عشق است را بر روی امور پایدار معنوی، فکری و اخلاقی متمرکز کنیم که موتور محرک آنها "شنیدن" (تامل، کنجکاوی، یادگیری، درک کردن) است. این نگاه، زندگی را از گرداب ملال‌آور "داشتن" به سمت سرزمین پهناور و شگفت‌انگیز "شدن" و "بودن" سوق می‌دهد.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان