
اختصاصی حکایت گیلان | اسحاق راستی : با پشت سرگذاشتن بیش از یک سال از شروع به کار دولت پزشکیان می توان با نگاهی گذرا به انتصابات این دولت از سطح بالای مدیریتی تا رده های میانی ودر سطح استانها به آسانی می توان دریافت که این کلمه معجون "وفاق"در دولت پزشکیان تاچه حد در امور حکمرانی و در گشایش روند مشکلات مردم و توسعه کشور تاثیرگذار بوده است؟ یا خیر؟
آن قدر بسیاری از دلسوزان و حتی خود برخی از حامیان پزشکیان در مورد وفاق صحبت و قلم زدند که وفاق نباید به معنای انتصاب کسانی باشد که در انتخابات ریاست جمهوری مقابل تفکر اکثر مردم ایستادند و یا از مدیرانی نباشند که تحول و توسعه ای از تفکر آنان برنخواهد خواست؛ اما متاسفانه این نگرانی ها در نزد تصمیم گیران دولت پزشکیان عملا وقعی نهاده نشد .
از طرفی بعد از روی کار آمدن دولت پزشکیان که باشروع تهدیدات کشورهای خارجی شروع وبه جنگ دوازده روزه علیه ایران انجامید؛ بسیاری از کارشناسان منصف وحتی اصلاح طلبان حامی دولت به جهت شرایط کشور؛ سکوت نمودند زیرا کشور را مهیا برخی از انتقادات ویا اختلافات نمی دانستند و حتی اگر هراز گاهی برای عبور کشور از مشکلات و گرفتاری ها مردم مطالبه و راهکارهایی را پیشنهاد می نمودند؛ مورد عتاب و سرزنش کسانی قرار می گرفتند که از شرایط فعلی رضایت وبهره می برند . برای نمونه به بیانیه اخیر جبهه اصلاحات که راهکارهایی را جهت برون رفت از وضعیت فعلی کشور ارائه دادند که متاسفانه مورد هجمه عناصر تندرو رقیب و حتی برخی از به اصطلاح اصلاح طلبان و بقولی روزنه گشایان قرار گرفت.
در این خصوص نظرات و تحلیل های مختلفی می توان داشت که دراین یادداشت نمی گنجد.
اما نمی توان از انتصاب مدیرانی که در بسیاری از نقاط ایران اتفاق افتاده و هنوز میافتد بی تفاوت گذر نمود.
متاسفانه در استان گیلان نیز در خصوص انتصابات چنین وضعیتی داشتیم . برای نمونه جهت معرفی رئیس سازمان آموزش و پرورش گیلان ؛ تشکل های فرهنگیان اصلاح طلب با جلسات مختلف به جمع بندی هایی رسیدند و چند نفر را به عنوان کاندیدا به وزارتخانه معرفی نمودند. اما تصمیم گیران این وزارتخانه در مرکز ؛ با لابی با یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس گیلان؛ فرد دیگری را برگزیدند که نه از جهت فکری ونه از لحاظ مدیریتی در حدو اندازه این مسئولیت نیست. متاسفانه این روند انتصاب مدیران همچنان در حال افزایش است و نمونه دیگر انتصاب در
دانشگاه فرهنگیان گیلان است که فرد برگزیده شده؛ رئیس ستاد انتخاباتی رئیسی در گیلان بوده است که با افکار تحول خواهان اصلا سنخیتی ندارد.
اما حال که گویا چنین انتصاباتی در حال افزایش است و مسئولین ستادهای رقیب نیز در حال قبضه کردن مناصب مهم مدیریتی در گیلان هستند به مسئولان و همه لابی گرانی که در جلو و پشت صحنه حتی در لباس خودی در چنین انتصاباتی نقش وتاثیرگذارند؛ پیشنهاد می کنیم دیگر مسئولان ستاد انتخاباتی رقیب نظیر جلیلی و زاکانی و... را نیز به این سفره تان بیافزایید تا آنان نیز بهره مناسب را از وفاق تان برده باشند. جناب قالیباف که درهمان انتخاب وزرا سهمش را از گیلان گرفت و رئیس ستاد خود در بندر انزلی را به وزارت ورزش رساند .برای بقیه نیز جهت وفاق تعریف شده تان ؛سهم شان را بپردازید!!
شاید با چنین پیشنهاداتی، تصمیم گیران این فجایع مدیریتی به خود آیند و از ادامه چنین روندی پرهیز کنند و کمی هم به مطالبات مردمی که در انتخابات به پزشکیان رای دادند و حتی ۶۰ درصدی که اصلا رای ندادند؛ توجه وتلاش کنند.