
اختصاصی حکایت گیلان | راضیه حاجی پور: هدف از تأسیس صندوق احیا و بهرهبرداری از اماکن تاریخی، بنا به ادعای مسئولان، صیانت از میراث و جذب سرمایهی بخش خصوصی برای مرمت و نگهداری بوده است.

اما آنچه در عمل رخ داده، چیزی جز واگذاریهای پرابهام، تخطی آشکار از ضوابط میراث فرهنگی، و تبدیل ابنیه تاریخی به کالبدی بیروح و تجاری نبوده است.

چه کسی اختیار داده است؟
سؤال اساسی اینجاست: چه نهادی به صندوق احیا چنین اختیار بیحد و حصری داده که بتواند فراتر از قوانین میراث فرهنگی، اقدام به تغییر کاربری و دخل و تصرف در آثار ملی کند؟
قانون صراحتاً بر ضرورت حفاظت از اصالت و تمامیت بناهای ثبتشده تأکید دارد.
صندوق احیا اما با دور زدن ضوابط و تکیه بر حمایتهای سیاسی و اداری، به نهادی فراتر از قانون بدل شده است.
نتیجه: آثار ملی نه بهعنوان میراث مشترک ملت، بلکه همچون کالایی قابل معامله میان دولت و بخش خصوصی تلقی شدهاند.
هتل ایران رشت؛ قربانی سرمایهگذاری نمایشی
نمونهی زنده و بارز این فاجعه، هتل ایران رشت است: این بنا، یکی از شاخصترین آثار معماری پهلوی در رشت و جزو پر اهمیتترین بناهای گیلان بود.

برخلاف قوانین، حتی کد واگذاری رسمی هم نداشت. صرفاً با یک نامه از وزیر وقت و سکوت و بیعملی میراث گیلان، به بخش خصوصی واگذار شد.
آنچه امروز از هتل ایران باقی مانده:
آسانسوری در دل بنای تاریخی؛ اقدامی که در هیچ نقطهی جهان پذیرفته نیست.
ساختوساز جدید در عرصهی اثر تاریخی به بهانهی سرمایهگذاری؛ اتفاقی که اساساً با فلسفهی حفاظت در تضاد است.

از هویت تاریخی بنا هیچ چیز باقی نمانده و تنها یک پوستهی بیجان از تاریخ به نمایش گذاشته شده است.
پرسشهای بیپاسخ
کجای دنیا در دل بنای تاریخی آسانسور نصب میکنند؟ تاریخ به ما خواهد خندید.
کجای دنیا برای جذب سرمایهگذار اجازهی توسعه و ساختوساز در عرصهی اثر ثبتشده میدهند؟ مگر نه اینکه بناهای تاریخی اساساً غیرقابل توسعهاند و تنها باید حفاظت و مرمت علمی شوند؟ چرا هیچکس در برابر این فجایع پاسخگو نیست؟

نتیجهگیری
صندوق احیا، به جای آنکه ضامن صیانت از میراث باشد، در عمل به ابزاری برای تجاریسازی و نابودی هویت تاریخی بدل شده است. تجربهی هتل ایران رشت نشان داد که این سیاست نه تنها موجب احیای بنا نشد، بلکه با تغییر کاربریهای بیضابطه و مرمتهای غیرعلمی، اصالت اثر را برای همیشه نابود کرد.
اگر قرار است به نام "سرمایهگذاری" چنین فجایعی تکرار شود، آیندهای برای میراث تاریخی ایران متصور نخواهد بود.