پنجشنبه, 25 تیر 1405
پنجشنبه, 25 تیر 1405

اختصاصی حکایت گیلان | عباس مؤذن: وقتی یک کالا و یا برند خاص بخواهد بازار فروش به‌دست بیاورد، مجموعه‌ای از علوم و تخصص‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند تا تصویری از مصرف آن کالا ارائه کنند که گویی با استفاده از آن محصول خوشبخت‌تر هستیم یا بدون آن چیزی کم داریم. علومی مثل جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، آمار و تحلیل‌های آماری در کنار هنرهای تجسمی و سینما فقط بخشی از این ترکیب هستند.

وقتی به تبلیغات موجود در سطح جامعه مراجعه می‌کنیم، چه بیلبوردها و چه تیزرهای موجود در فضای مجازی و دیگر رسانه‌ها، وجود این تیم‌های تخصصی را در پشت آن‌ها می‌توان حس کرد.

اما وقتی به مسائل اجتماعی و سیاسی که به مجموعه‌های دولتی مرتبط است می‌رسیم، گویی حداقل ۵۰ سال عقب مانده‌اند. دیگر خبری از آن تخصص و خلاقیت نیست؛ در نتیجه تأثیرگذار نیستند و گاهی اصلاً تأثیر معکوس دارند. یک نگاه به تبلیغات مربوط به صرفه‌جویی انرژی و آب بیندازیم یا از آن بدتر، تبلیغات انتخاباتی و احزاب؛ و یک مقایسه ساده بین آن‌ها و مثلاً تبلیغات فلان چیپس، فاصله‌ی بین تکنیک آن‌ها را مشخص می‌کند.

تا این‌جای کار شاید خیلی وضعیت بغرنجی اتفاق نیفتاده باشد. فاجعه زمانی رخ نشان می‌دهد که بحث امنیت ملی مطرح می‌گردد. هم‌زمان که این یادداشت نوشته می‌شود شاید بتوان گفت، کشور ما تحت شدیدترین بمباران تبلیغاتی تاریخ قرار گرفته است؛ از شبکه‌های خبری_تحلیلی فارسی‌زبان، ماهواره و یوتیوب و اینستاگرام و غیره، تا حتی تبلیغات بین بازی‌های آنلاین. از پیچیده‌ترین نوع تبلیغات تا ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین شیوه، برای تک‌تک رسته‌های اجتماعی برنامه‌ریزی شده و در حال پخش است. و سیستم موجود جز انفعال و نهایتاً برخورد سلبی، هیچ برنامه‌ای ندارد یا حداقل در عمل چیزی مشاهده نمی‌شود.

ما با آسمانی بدون پدافند، تحت بمباران شدید تبلیغاتی هستیم و متخصصان خلاق تبلیغاتی کشور، مشغول تبلیغ چیپس و ماءالشعیر هستند. فاجعه این‌جا رخ می‌دهد که کودک و نوجوان ما در زمان بازی آنلاین، تحت تبلیغی‌ست که مستقیماً امنیت و غرور ملی کشور را نشانه رفته و ما هیچ دفاعی در مقابلش نداریم.

سرنوشت چنین غفلتی، اسفناک است.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان