
اختصاصی حکایت گیلان | بابک کاظمی (دکتری سیاستگذاری عمومی): توافق صلح اخیر میان آذربایجان و ارمنستان را نمیتوان صرفاً پایان یک مناقشه دیرینه دانست؛ این رویداد، نقطه آغاز مرحلهای تازه در معادلات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی است.


در قلب این تحولات، مفهومی تازه به نام «راهرو ترامپ» قرار دارد؛ مسیری ترانزیتی با پشتوانه سیاسی و اقتصادی واشنگتن که وعده سرمایهگذاریهای کلان در حوزه انرژی، فناوری و حتی هوش مصنوعی را برای هر دو کشور داده است. اما آنچه این کریدور را از یک پروژه اقتصادی صرف فراتر میبرد، ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی آن است؛ مسیری که میتواند بخشی از ترانزیت منطقه را از خاک ایران دور بزند و با استقرار احتمالی نیروهای آمریکایی در قالب نظارت بر کریدور، حضور مستقیم واشنگتن را تا مجاورت مرزهای شمالغربی ایران تثبیت کند.
این روند، ضربهای آشکار به نقش انحصاری روسیه در مدیریت بحرانهای قفقاز محسوب میشود و در عین حال، ظرفیت چین را در پیشبرد طرح «یک کمربند، یک جاده» محدود میکند. پکن که قفقاز جنوبی را گرهای راهبردی در اتصال آسیای مرکزی به اروپا میداند، ناگزیر خواهد شد برای حفظ جای پای خود، سرمایهگذاری در این منطقه را شتاب دهد و همکاری با ایران و روسیه را برای ایجاد مسیرهای موازی و خارج از کنترل آمریکا تقویت کند.
پیام این تحولات برای تهران روشن است: اگر مسیرهای جایگزین ترانزیتی و ابتکارات نوین حملونقلی ارائه نشود، جایگاه ایران بهعنوان گذرگاه راهبردی منطقه، بیش از پیش تضعیف خواهد شد. این رقابت دیگر فقط اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از بازی بزرگ قدرتها برای بازتعریف نظم منطقهای است. در همین حال، برخی نشانهها از احتمال معاملهای پشت پرده میان واشنگتن و مسکو حکایت دارد؛ معاملهای که در آن، آمریکا با پذیرش بخشی از خواستههای روسیه در اوکراین، در ازای کاهش نفوذ مسکو در قفقاز جنوبی، دست بالا را در این جغرافیای حساس به دست میآورد.
در چنین شرایطی، «راهرو ترامپ» نه یک پروژه ساده حملونقل، بلکه نمادی از تغییر توازن قدرت در قفقاز جنوبی است؛ تغییری که اگر ایران برای آن پاسخ و راهبردی روشن نداشته باشد، میتواند هزینههای سنگینی برای جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی کشور در پی داشته باشد.