به گزارش حکایت گیلان | امیر جدیدی: احتمالاً شما هم شنیدهاید! تا همین چند سال پیش مردم وقتی میخواستند درباره عفن، کثیفی، بوی بد، پلشتی یا امثالهم به کنایه حرف بزنند میگفتند: فلان چیز عین مستراح است. این اتفاق در حالی بود که همین مستراح یا توالت خود به نوعی، نماد رشد فرهنگی و تمدنی یک جامعه به حساب میآمد. دلیل هم روشن است، در حقیقت کیفیت بهداشت و نحوه مدیریت فاضلاب ارتباط مستقیمی با توسعهیافتگی و سطح فرهنگی یک جامعه داشت. به همین ترتیب جوامعی که به بهداشت عمومی اهمیت میدهند، معمولاً در سایر جنبههای زندگی، مثل آموزش، حقوق بشر، و رفاه اجتماعی دست بالا دارند.
در این مدت اما توالتها هم تلاش خودشان را به منصه ظهور گذاشتند و طی یک دوره سخت و فشرده با قدرتی مثالزدنی روزبهروز و ساعت به ساعت پلههای ترقی را یکی پس از دیگری در نوردیدند. به خودمان آمدیم و دیدیم توالت خودش را از منتهیالیه حیاط به اتاق خواب آورد و حقیقتاً قلب خانه شد. حالا این روزها در تبلیغات و شبکههای مجازی این پیشرفت به جایی رسیده که آدمی را وا میدارد همچون که از پیشرفت هوش مصنوعی بیمناک است حواسش به این اسطوره پیشرفت هم باشد.
مطابق استانداردهای جهانی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت، یک سرویس بهداشتی عمومی توصیه شده است. بنابراین تهران با جمعیتی حدود ۹ میلیون نفر از این حیث لااقل در آمار چیزی کم ندارد. اما واقعیت این است که اولاً توزیع این سرویسها در مناطق مختلف شهر به شکل واضحی نابرابر است. ثانیاً همان چشمههای فعال به قدری کثیف، متعفن و حال به هم زنند که بهتر است روی تابلوهایشان نوشته شود سرویس غیربهداشتی.
درباره عکسی از توالت های شهری