شنبه, 30 تیر 1403
شنبه, 30 تیر 1403

به گزارش حکایت گیلان | رضا درستکار در گفتگو با خبرآنلاین گفت:
بعضی از مدیران سینما ادعا می‌کنند که در دوران ما رونق اتفاق افتاده است. اما اصلا چنین اتفاقی رخ نداده است. اولین نکته‌ مسئله اضمحلال گسترده فیلمسازی و باختن قافیه به تعدادی فیلم بی‌کیفیت و نازل با عنوان فیلم‌های طنز است که وهن هنر سینما هستند.

میدان دادن صرف به تولید گسترده این نوع آثار فیک و مثلا کمدی، موجب ویرانگری در نظام تولید شده است. هیچ تهیه‌کننده و سینماگری نه دیگر می‌تواند و نه می‌خواهد به سمت ژانرهای واقعی سینما برود. این یک فاجعه ملی است که بعدها اثرش را می‌گذارد.

شما تمام فیلم‌های فرهنگی و سازندگان خوب را بدون چک‌وچانه از چرخه خارج می‌کنید! بعد هم سینه سپر می‌کنید که چهار تا کمدی نازل و مبتذل -که خودتان با خانواده‌تان نمی‌توانید تماشا کنید- ساخته و سینما را نجات داده‌اید!؟

آن طرف هم هدف‌گیریِ شقیقه و مغز مخاطبان و فرهنگ مخاطبان ایرانی است. در این سطح وسیع، ذائقه‌ها را تخریب کردند، بعد می‌گویند ما چه و چه و چه کردیم!

چه کردید!؟ جامعه هدف سینمای ایران و همان معدود آثار ارزشمند را هم نابود کردید. سلیقه‌ها را نازل‌پسند کردید. سینما را داغان کردید. فیلم‌های خوب را متضرر کردید و به شکست کشاندید. اشخاص و افراد درست‌وحسابی را خانه‌نشین و منزوی کردید!

آنها فکر می‌کنند که تهیه‌کنندگان این فیلم‌های طنز می‌توانند در قامت یک روانشناس حدس بزنند که مردم و سینمای ایران با ساخته شدن این فیلم‌های سطح پایین و مبتذل دردهایشان التیام پیدا می‌کند، سخت در اشتباه هستند، به این خاطر که این آثار در واقع یک درد جدید به دردهای ما اضافه کرد، چون این آثار نه تنها مسائل و مشکلات را حل نمی‌کنند، که حتی آن‌ها را بازگو هم نمی‌توانند کنند، بله! فقط جیب سازندگان را پر می‌کنند.

به بهانه روشن نگاه‌داشتن چراغ سینما، ابتذال فروختید و جیب عده‌ای را پر کردید.
حالا حتی حریف‌شان هم نمی‌شوید. نقد را مرخص کردید و عوارض آن را هم خواهید دید؛ خودتان هم از نظام سینمایی حذف خواهید شد.

یادتان باشد که یک منتقد به شما گفت: در سینما، هنر و فرهنگ، مقدم بر اقتصاد است.

قرار بود سینما دانشگاه باشد و در آن یک گردش فرهنگی به‌وجود آید. دانشگاهش پیشکش؛ اما اینطوری هم نباید سقوط می‌کرد.

من هرگز با فیلم کمدی و پرفروش مخالف نیستم، خیلی هم موافقم و ضروری هم می‌دانم. اما این چیزهای این چند سال، وحشتناک بودند، فیلم نبودند.

بله! سینمای ما اساسا بخاطر شعارهای فرهنگیِ کال و نپخته عده‌ای از جناح رقیب ‌در دهه‌های قبل، این سال‌ها و در این سوی میدان تا خرتناق افتاد در ابتذال!
این افتادن از آن سوی بام بود.

اگر مدیران به مخاطب بالا و فروش زیاد می‌نازند باید بگویم در تاریخ سینمای ایران چند فیلم وجود دارد که بیش از ۸ تا ۱۰ میلیون مخاطب آن را در سینما تماشا کرده‌اند و باقی مردم ایران هم آن‌ها را در سایر امکانات نمایشی تماشا کرده‌اند. 

یکی از این فیلم‌ها «قیصر» و دیگری «عقاب‌ها» است بنابراین ما اصلا نمی‌توانیم به این آماری که دوستان ارائه می‌دهند اعتماد کنیم خیلی وقت‌ها رقم‌سازی‌های گسترده دیده‌ایم.

یکی از شگردهای جدیدی که آقایان در فروش بلیت‌های سینما انجام می‌دهند، این است که بلیت‌هایشان را پیش‌خرید می‌کنند و آن را به آمار اضافه می‌کنند تا اکرانشان پر دیده شود. به سقف نجات در اکران برسند و...
خب! این آمارهایی که این‌گونه به‌دست می‌آیند حتی نمی‌توانند مصداق پرفروش بودن باشند.

مشکل این است که بالانس و اکوسیستم موجود را با یک عنوان مجعول؛ «خالص‌سازی» در سینما بر هم زده‌اند. مگر می‌توان همه فیلم‌های پرفروش گیشه طنز باشد؟ (به این فیلم‌ها کمدی نمی‌گویم چون کمدی یک قالب و ساختار دقیق و ساخت جدی دارد، نابلدی با کمدی دو تا است.)

تمام اکوسیستم سینما را به هم زده‌اند، چگونه مدعی‌اند که به آن رونق بخشیده‌اند؟ شما ببینید که در سه سال گذشته چه تعداد از آدم‌ها از چرخه تولید یا کنار گذاشته شدند یا کنار رفته‌اند، مگر می‌توان این ماجرا را نادیده گرفت؟

این موضوع را فراموش نکنیم که تهیه‌کنندگان فیلم‌های طنز در یک چرخه غلط غیر سینمایی رشدی قارچ گونه‌ داشته‌اند. سری به سالن‌ها نمایش بزنید و سانس‌بندی‌ها را ببینید، همه چیز دست‌تان می‌آید.

این افراد در یک نظام درست مدیریتی ممکن نبود به این جایگاهی که الان رسیده‌اند، برسند.
طرف در عرض دو سال شد تهیه‌کننده، کارگردان، موسسه‌دار، پخش‌و‌توزیع و هزار عنوان دیگر. در تیتر بله نابغه است، در عمل و آثاری که ساخته، هیچ، پوچ، نازل.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان