پنجشنبه, 28 تیر 1403
پنجشنبه, 28 تیر 1403
تاملی بر کنش اصلاح طلبانه و مشارکت در امر انتخابات؛

آیا ماهی ها شادند؟

۱۴۰۳/۰۴/۰۴ ۱۷:۵۵ چاپ

به گزارش حکایت گیلان | سروش اکبرزاده، فعال سیاسی و پژوهشگر فلسفه:

در ابتدای «کتاب تردید» آمده است:یک روز «چوانگ تزو» همراه دوستش «هوئی تزو» بر فراز پل زیبای رودخانه ی هائو گردش می کردند، چوانگ گفت : ببین ماهی ها ‌چقدر قشنگ از آب بیرون می جهند، این نشانه شادی آنهاست.
هوئی گفت : تو که ماهی نیستی، چگونه می توانی از شادی آنها خبر داشته باشی؟...
چوانگ گفت: من از شادی ماهی ها به خاطر شادی خودم باخبرم (شادی دیدن آنها از فراز پل هائو)
به این حکایت قدیمی چینی که زمانش به حدود سیصد سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد، یک هزار سال بعد در شعری از «پوچی یو» چنین اشاره شده است:
" بحث چوانگ و هوئی بر فراز پل هائو بی حاصل بود.
فکر آدمی از ذهن دیگر جانداران باخبر نیست.
ماهی خواری در پی صید ماهیان است، ماهی ها می جهند، نه از سر شادی، بل به نشانه خطر!
چیزها چنان که می نمایند نیستند.
اما چه کسی می داند؟
- نکته نخست: در اینجا فرض بر این است که تا پیش از «واقعه مهسا» بخش عمده جامعه را می توانستیم قشر یا اقشار خاکستری قلمداد کنیم که هماره خواهان یک زندگی معمولی و حداقلی با آزادی های نسبی بودند.
اینان در موسم انتخابات به اقتضاء خرد میان خوب و بد و یا بد و بدتر بسراغ گزینه ای می رفتند که به ثواب نزدیکتر بود و لذا رای این بخش از جامعه در اکثر انتخابات همسو با جبهه و جریان اصلاحات به صندوق ریخته می شد.
به اعتقاد اینجانب به نظر می رسد پس از وقایع ۱۴۰۱ به مرور جامعه پلاریزه شده و هم اینک ما فاقد آن قشر خاکستری هستیم که جنبش اصلاح طلبی می توانست آنها را به صحنه آورد. در نتیجه تمام بدنه و کادر جریان اصلاحات نیز اگر بصورت تمام قد وارد صحنه انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری شوند (چنانچه وارد شده‌اند) بعید می توان احتمالی برای پیروزی آنان در نظر آورد.
- دو : در صورت صحت فرض نخست و پذیرش پلاریزاسیون اجتماعی و عمیقتر شدن شکاف میان حاکمیت و مردم، مقدم بر این سئوال که:
اگر باور عمومی این باشد که بدون اصلاحات ساختاری در نظام حکمرانی و تغییر در قانون اساسی (چنانچه این اتفاق یک نوبت در سال ۱۳۶۸ رخ داد) مشارکت در انتخابات فایده ای ندارد، در آن هنگام هدف و استراتژی ما اصلاح طلبان چه باید باشد؟
آیا چنین می پنداریم که هر گاه عده ای انگشت شمار در پایتخت دور هم جمع شوند و بدون وجود پیش شرط های لازم بخواهند ورود به عرصه انتخابات را تئوریزه کنند، می توانند قشر خاکستری را بدنبال خود به حرکت درآورند؟
و یا در انتخابات دوره پیشین مجلس برای «روزنه گشائی» حضور نیافتند؟
اصلاح طلبی در مقام تعریف همواره قابل دفاع است و ما راهی بجز اصلاحات نداریم چرا که هر راه دیگری مستلزم هزینه های فراوان و در نتیجه کژراهه و بی راهه است.
ما انجام اصلاحات را از طریق مشارکت در قدرت سیاسی بارها آزموده و دریافته ایم که چندان اثر بخش نیست چرا که بقول عزیزی :نهادهای انتصابی می خواهند رئیس جمهور را در حد یک تدارکاتچی تنزل مقام دهند! اینجاست که مردم میان اصلاحات در مقام تعریف و اصلاح طلبان در مقام تحقق فرق می گذارند و علیرغم اعتقاد به اصلاحات، اعتمادشان از اصلاح طلبان سلب می شود و اینچنین است که ما (اصلاحطلبان) نیز همچون اصولگرایان از سوی آنان به یک چوب رانده می شویم !
اگر در جامعه این ذهنیت ایجاد شود که ما هم از هر فرصتی استفاده می کنیم تا جایگاههای مدیریتی پر درآمد و هیئت های مدیره شرکتهای دولتی و سایر پستها و مشاغل پر امتیاز را اشغال کنیم و در انتهای دوره هم بگوئیم که کاره ای نبودیم و «میدان» بر دیپلماسی غلبه نمود و یا.... آیا مردم حق نخواهند داشت که از ما نیز چون اصولگرایان اعراض کنند؟
آری اینک دو گانه اصلی چنانچه گفته شد، انقلاب یا اصلاح نیست، بلکه " مشارکت یا مردم " است.
آیا تزریق دوز بیشتری از اصلاحات به «جنبش مهسا» و در نتیجه جلوگیری از تقابلهای خیابانی و خونریزیهائی که دلهای بسیاری را تا ابد داغدار نمود (البته در حد توان اصلاح طلبان) ارزشش بیش از تصدی سکان ریاست جمهوری نبود؟
- پنج : پیش از انتخابات ۱۴۰۰، حاکمیت در موسم انتخابات ریاست جمهوری عموما بگونه ای عمل کرده که هم رضایت دو جناح حاصل شده است و هم به تبع حضور اصلاح طلبان، مردم به نفع ایشان وارد صحنه شده اند، اما پس از واقعه مهسا به نظر می رسد قشر خاکستری پیش از اصلاح طلبان تصمیم خود را گرفته است...
با یک درهم خواسته های هر چهار گروه تامین می گردید و انتخابات ریاست جمهوری آن یک درهمی بود که هم حاکمیت و نظام از آن منتفع می گشت، هم جناحهای سیاسی با یکدیگر به رقابت جدی می پرداختند و هم مردم با مشارکت خود و ترجیح یکی بر دیگری میان خوب و بد و یا بد و بدتر گزینش می کردند و آرزوی جملگی (‌البته به طور نسبی ) برآورده می شد :
آیا ماهی‌ها (مردم) شادند یا ما (اصلاح طلبان) بخاطر شادی خود آن‌ها را شاد می‌پنداریم؟

همرسانی کنید:

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان