سه شنبه, 05 تیر 1403
سه شنبه, 05 تیر 1403
صنعت گردشگری گیلان؛

از کژ اندیشی تا کژ کارکردی

۱۴۰۳/۰۱/۲۵ ۱۰:۰۴ چاپ

 حکایت گیلان | محمد صالح زاده (دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشگاه گیلان): قصه از آنجایی شروع شد؛ که سیاست گذاری و برنامه ریزی توسعه استان گیلان در میان فعالیت های مختلف به نوعی با سرگردانی مواجه شد. اینکه در این فضای جغرافیایی چه فعالیت هایی برای انسان ها مناسب است و کدام را باید با برنامه ریزی، توسعه و گسترش داد؟! پرسشی بود، که از همان ابتدا با کژ اندیشی ها به کژ کارکردی در نظام اقتصادی و بالطبع اجتماعی منطقه تبدیل شد. کشاورزیِ گیلان که در سیر تاریخی منطقه همواره نقشی پُر رنگ داشت و صنعت که گُسسته از کشاورزی مسیری تازه آغاز کرد و سپس خدمات که همیشه در سردرگمی، هم بود و هم نبود! بهتر است بگوییم هیچ گاه با برنامه ریزی اقتصادی متناسب با فعالیت های دیگر در حرکت نبود. این غصه پُر درد تنها سرگذشت فعالیتهای خدماتیِ گیلان نبود، سایر فعالیت ها نیز همین مسیر را پیموده اند. در دوره ای که در این استان صنعتی شدن تعریف میشد، صنعتی شدن نیز با سایر کارکردهای استان دارای تناسب و هماهنگی نبود. بعنوان مثال؛ کارکرد استان با توجه به جغرافیای منطقه، در دوره های تاریخی به تولید محصولات کشاورزی، دامی و دریایی مرتبط بود، اما مسیر صنعتی شدن بجای صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط از بی راهه عبور می کرد.

گیلانِ فعلی به روایتی بارِ سنگینِ توریستی شدن و گردشگری بودن را تحمل میکند. اما این شدن و بودن های اجباری را در نتیجه چه چیزی دریافت کرده است؟ برای پاسخ این پرسش به دهه گذشته برمیگردیم، زمانیکه استان همجوار به حالت اِشباع زمین فروشی و ویلاسازی رسید و دیگر آن منطقه برای ویلا سازی و شهرک سازی غیربومی ها مناسب نبود. در این ماجرا انتقال شیوه سرمایه گذاری به املاک و مستغلات از یکسو و جهش قیمت ها به سبب تورم و تغییر نرخ ارز از سوی دیگر و همچنین وضعیت بحرانی اقتصادی کشور نیز تاثیر گذار بود. این وضعیت در شرایطی رقم خورد که از سالها پیشتر کارکرد دیگری برای استان گیلان وضع شد. گردشگری در زیر مجموعه ای از فعالیتهای خدماتی متناسب با جغرافیای طبیعی و فرهنگی منطقه برای گیلان سیاست گذاری شد اما برنامه ریزی؛ خیر! درست همانطور که دهه ها پیشتر صنعتی شدن برای گیلان با سیاست گذاری تعریف شد اما برنامه ریزی؛ خیر!

گردشگری از بخش های مهم اقتصاد و به عنوان بزرگترین صنعت پاک دنیا مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفت. تاثیر این صنعت در افزایش درآمدهای ارزی به نحوی در اقتصاد کشورها تاثیر گذار شد، و به عنوان توسعه دهنده سایر صنایع خدماتی مرتبط با گردشگری نقش مهمی در افزایش قدرت اقتصادی کشورها داشت. بایستی قبل از هرچیز دانست؛ که همه اینها در شرایطی رقم میخورد، که گردشگری پایدار با مدیریت صحیح اجرایی شود و این مهم نیازمند سیاست گذاری و برنامه ریزی است. در مقابل اگر به درستی اجرایی نشود؛ گردشگری بودن و شدن اجباری و ناصحیح باعث اثرات زیان آورِ گسترده ای در جامعه و فرهنگ منطقه توریستی میزبان خواهد شد.

طبق قانون نانوشته، همزیستی جوامع محلی با گردشگران دشوار و خطرناک است. گردشگران در شرایطی، به قصد تفرج به منطقه ای که جوامع محلیِ بومی مشغول زیست و فعالیت هستند، وارد میشوند. و هرکدام از آنها ارزش های متفاوتی را تولید می کنند. از اینرو پژوهشگران این حوزه، طرد سبک زندگی و معیشت جوامع محلی و بومی را به عدم برنامه ریزی مناسب گردشگری نسبت میدهند. این مساله در مناطقی که گردشگری فصلی را تجربه می کنند، بسیار حاد و بحرانی تر است. اجرای سیاست گردشگری با عدم مدیریت صحیح در منطقه ای که کارکرد کشاورزی دارد، باعث کاهش رونق فعالیت های سنتی کشاورزی میگردد و با گذشت زمان این مناطق وابستگی بیشتری به گردشگری پیدا می کنند. برخی از پژوهشگران این حوزه به تجاری و کالایی شدن فرهنگ جامعه میزبان پس از توریستی شدن مناطق اشاره کرده اند. امکان بروز الگو و سبک زندگی جدید که ناشی از ورود گردشگران به جامعه محلی است در برخی از مناطق توریستی دیده شده که ساکنان به تقلید کورکورانه فرهنگ مهمان میپردازند. یکی از این اثرات باعث تضاد نسلی در جوامع میزبان بوده که به ایجاد دو دستگی اجتماعی و فرهنگی و شغلی بین افراد مُسن و جوان منطقه بدل گردیده است. بعنوان مثال؛ این موضوع در استان گیلان نیز بی تاثیر نبوده، عدم رغبت برخی از جوانان در روستاها به فعالیت شغلی آب و اجدادی خود گواهی بر ماجراست. مصایب گردشگری در گیلان تنها به اینجا ختم نمیشود، همانطور که پیشتر اشاره شد؛ با اِشباع زمین فروشی و ویلاسازی های گسترده و از بین رفتن بافت سنتی و اجتماعی در استان همجوار مازندران با انتقال و جابجایی این نوع رویکرد که تابع یک انتقال جهانی در سرمایه گذاری ها در بخش زمین و مستغلات بود. استان گیلان با وجود اراضی گسترده کشاورزی و بافتی به مراتب دست نخورده تر از مازندران، مکانی برای ریخت و پاش های اینگونه بود و کارکرد گردشگر پذیری گیلان بیش از آنکه برای منطقه در کنار سایر فعالیتها ارزش افزوده بیافریند، در انتقال و بازتوزیع جمعیت مسیر را سهل و هموار نمود.

در حال حاضر فعالیت گردشگری گیلان با چنین رویکردی به یکی دیگر از تهدیدهای منطقه تبدیل شده و این تهدید بارها از سوی زیرمجموعه های بخش دولتی، از استانداری تا فرمانداری و سایر بخش ها نیز بدان اشاره کرده اند. بنابراین در امر گردشگری نیازمند نوعی تجدید نظر در برنامه ریزی و ابعاد مختلف سیاستی، اجتماعی و فرهنگی هستیم. فقر اطلاعاتی و کمبود داده های گردشگری از دیگر معضلاتی است که در این بخش نیازمند اصلاح و تجدید نظر است. بعنوان مثال؛ در تعطیلات اخیر به مناسبت نوروز، از سوی چند سازمان از جمله: اداره میراث فرهنگی و گردشگری و اداره راه و حمل و نقل جاده ای با داده های ورودی نابرابر و قابل تردید مواجه ایم که این موضوع در جریان سیاست گذاری و برنامه ریزی تاثیر منفی دارد. صنعت گردشگری استان گیلان با رویکرد فعلی از کارکرد اصلی خود دور و از گذران اوقات فراغت و تفریح و سفر چند روزه به سمت نابودی منابع ملی و منطقه ای، تصرف اراضی منطقه، ویلاسازی های گسترده، تخریب اراضی کشاورزی و انحطاط فعالیت های اقتصادی-تولیدی پیش میرود. این موضوع چیزی غیر از کژ اندیشی در سیاست گذاری و برنامه ریزی که منجر به کژ کارکردی فعالیت ها در استان میشود، چیزی در پی نخواهد داشت.

 

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان