چهارشنبه, 02 اسفند 1402
چهارشنبه, 02 اسفند 1402

اختصاصی حکایت گیلان | سرویس شهرستان | طاها عبداللهی:

واژه سیاست در حوزه انتخابیه شهرستان‌های تالش، رضوانشهر و ماسال همیشه حساس بوده است و این جنس همواره حساس به ساخت ویژه آن باز می‌گردد. حوزه انتخابیه این سه شهرستان غرب گیلان در گذشته یک شهرستان به نام طوالش بوده و هنوز این نام در مدارک رسمی بکار می‌رود. ولایت خمسه طوالش ایالت گیلان و طوالش دوره قاجاریه که از پنج بلوک کرگانرود (بخشهای حویق، کرگانرود و مرکزی شهرستان تالش)، اسالم، طالشدولاب و گیل دولاب (شهرستان رضوانشهر)، ماسال و شاندرمن (شهرستان ماسال) تشکیل شده و در متن سیاسی ملی ایرانی جای گرفته است.

تالش‌ها اگرچه یک قوم ولی از نظر سیاسی کمتر یکپارچه هستند. دلیلش را می‌توان در الحاق دو مرکزی این پنج بلوک جستجو کرد. ماسال، شاندرمن و تالشدولاب با مرکزیت گسکر و اسالم و کرگانرود با مرکزیت لنکران (لانکون) همیشه رقیب یکدیگر هستند. همان چیزی که قاجارها برای خاموش سازی باقیمانده خانات تالش بکار بردند. باقیمانده این خانات شامل بلوک‌های نمین، آستارا، کرگانرود و اسالم را تجزیه و کرگانرود و اسالم از ایالت آذربایجان جدا و به ایالت گیلان ملحق کردند. دلیل هم تلاش میرحسن خان و تابعینش برای بازپس گیری اراضی اشغالی از روس‌ها بوده است که با بی کفایتی دولت ناکام مانده است.

همین اسالم و کرگانرود در گاه سیاسی تازه خود تنه به تنه سیاست ملی زدند و این بار در انقلاب مشروطه خوش درخشیدند. نخستین ولایت کشور بودند که پیش از تبریز پای حاکمان بی کفایت را از دیارشان بریدند و نام هشتپر طوالش را با فخر در طهران فریاد زدند و برای براندازی استبداد صغیر در فتح تهران و سرنگونی محمدعلی شاه حاضر شدند. هر چقدر تالشها خوش درخشیدند در میدان سیاسی بازنده شدند و مرکزیت سیاسی از هشتپر (شهر تالش کنونی) ولایت کرگانرود قدیم به پونل طالشدولاب برده شد تا باز هم جدال دو مرکزی این بار در قالب دولت مشروطه گل کند.

فرآیند جدال دو مرکزی هشتپر و پونل در خمسه طوالش در نهضت جنگل هم مانع از آن شد تا میرزا کوچک جنگلی بتواند آنها را با خود همراه کند.

باز هم جدال دو مرکزی در دوره حکومت پهلوی تقویت شده و تسلط بی چون و چرای هلاکو رامبد (بالاخانی) از باقیمانده خاندان حاکم قاجاری بر صندلی نمایندگی مجلس این حوزه را سبب شد.

جدال دو مرکزی در مجلس پس از انقلاب با جدال حسن ماسالی با گرایش سوسیالیستی و ساکن آلمان شرقی با سید یونس عرفانی اولین نماینده مجلس شورای اسلامی باز هم به رقابتی تنگاتنگ کشیده شد. سید مجتبی عرفانی هم پس از پدر 10 سال نماینده شد. نمایندگی ناموفق دو ساله سید ابراهیم میرغفاری حاصل جدال در در مرکزیت هشتپر بود. این بار آفتاب بخت بهمن محمدیاری طلوع کرد تا مانع استبدادی سازی کرسی نمایندگی شود و باز جدال دو مرکزی سبب بقای هشت ساله بهمن در کرسی مجلس شد. عسگر اسلامدوست از اسالم چهار سال با مرکزیت هشتپر صاحب کرسی شد و بهمن در چهار ساله سوم با حذف اسلامدوست بر کرسی تکیه زد. دوره 12 ساله بهمن محمدیاری و شکاف قابل ملاحظه هوادارانش پای محمود شکری را برای هشت سال به بهارستان کشید. نمایندگی شکری را باید به پای چهره های نوظهور سیاسی منطقه نوشت که دیگر نمایندگی تک خان خاندان محمدیاری را برنمی‌تابیدند و قهر شاندرمن با بهمن برایش گران تمام شد. عملکرد شکری هم نتوانست این دو مرکزی را برهم بزند و با وجود تعدد کاندیدادها این بار حسن محمدیاری به این حوزه انتخابیه وارد شد. برادر کوچکتر که با پایگاه انتخاباتی، سیاسی و لابی گری بهمن محمدیاری به میدان آمد و کرسی را ربود و به بهتر است بگوییم درک استفاده بالادست از جدال دو مرکزی موجود در این دو منطقه.

اکنون در سال 1402 نیز باز هم صحبت از این دو مرکزی است. هر چقدر کاندیداها تلاش کنند این جدال دو مرکزی است که معین می‌کند نماینده از جنوب حوزه طوالش به مجلس برود و یا از شمال.

همرسانی کنید:

نظرات شما:

تالش برا 13 بهمن 1402 ساعت 09:11

سلام،شاهد برخی نکته ها در متن هستیم که دقیقا به مانند تحریفات پانتورکیستی است،در کدام تاریخ قسمتی از گیلان جز آتروپادگان(آذربایجان) بوده!!جز بیست سال که آستارؤ موقت به آذربایجان شرقی الحاق شد و به حق به سرزمین مادری بازگشت،اطلس پینکرتن در سال ۱۸۱۸ تا حوالی باکو را جز نقشه گیلان آورده است،کارشناس شما با جانبداری از باکو در جنگ آرتاساخ نشان دادند که تالش نیستند و اگر تالش هستند تالش آسمیله هستند که به جمهوری بادکوبه و سیاست های توسعه طلبی پانتورکیسم گرایش دارند..

نظر دهید - پسندیدم 0

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان