دوشنبه, 28 خرداد 1403
دوشنبه, 28 خرداد 1403

اختصاصی حکایت گیلان | سامان بدر: سقوط و فتح خرمشهر همیشه الهام بخش داستان‌های ملی میهنی انقلابی ایرانیان بوده است. گفتن آن امروز در قالب یادداشت کار چندان سختی نیست. ولی در ازای این روزها بالغ بر ده ها هزار ایرانی جان خود را از دست دادند و یا جانباز شدند و هزاران نفر آواره! سرگذشت این فتح روایت دیوانه ای است که سنگی در مرزهای ایران انداخت و دو کشور همسایه را درگیر جنگی کرد که عاقبتش هیچ بود. 

وقتی جنگ شروع شد، عراق به مانند اسرائیل 1967 در نظر داشت با نابودی زیرساخت هوایی ایران کار را چند روزه تمام کند. اما خلبانان ایرانی همان ابتدای جنگ قضیه را وارونه کردند. عملیات کمان 99 در همان ابتدای جنگ ضربه سختی به عراقی‌ها وارد کرد. اهداف نظامی نیروی هوایی ارتش، فرودگاه‌ها و آشیانه‌های نظامی متعلق به ارتش عراق را مورد هدف قرار دادند و تقریبا چیزی از آن باقی نگذاشتند.  عراق که از حمله نظامی فوری عاجز شده بود، به تصرف خرمشهر روی آورد که در آنجا هم کم ضربه نخورد و اگر نبود برخی اختلافات داخلی و کمبود امکانات شاید خرمشهر هیچگاه سقوط نمی‌کرد. ولی آن سقوط ، خرمشهر را به عنوان نقطه ای حیاتی برای ایرانیان معرفی کرد که گویی هویت کشور تحت اشغال آمده است. آن سقوط در باور مردم احساساتشان را جریحه دار کرد و فکر بازپس گیری آن دیگر تنها یک هدف جنگی و بازپس‌گیری چند کیلومتر خاک نبود، بلکه باوری عمیق برای بازگرداندن هویت وطن و غرور ملی نام گرفت. حتی برای بسیاری که علاقه ای به حاکمیت جدید نداشتند خرمشهر یک استثناء بود.

آن روز که خرمشهر آزاد شد، دیگر بحث ایدئولوژی و حاکیمت نبود. آنچه اهمیت داشت میهن بود. باور این است که بعد از آن دیگر هیچگاه چنین بستری از همگرایی ملی در ایرانیان پیدا نشد، ولی تلنگری بود که هنوز مرزهای میهن چه اهمیتی برای مردمانش دارد. بسیاری عاشق دو قطبی سازی، جناح بندی و حمله به بخش‌هایی از جامعه هستند که هرازچندگاهی سوهان روح ملت می‌شود. ولی آن‌چه الهام بخش می‌ماند رسیدن به هویتی است که جامعه خود را در آن دخیل بداند. بعد از فتح خرمشهر آنچه این دوقطبی ها را تشدید کرد دوری از منافع ملی و هویت بخشی به این جامعه تشنه هویت بود. 

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code

طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان